در بازار ارزهای دیجیتال، بالا بودن حجم معاملات همیشه به معنی فعالیت واقعی معاملهگران نیست. گاهی بخشی از معاملاتی که در آمار صرافی دیده میشود، حاصل خرید و فروشهای ساختگی است؛ روشی که به آن «واش تریدینگ» میگویند.
در این حالت، ممکن است یک رمزارز حجم معاملاتی بسیار بالایی داشته باشد و پرتقاضا به نظر برسد؛ درحالیکه پشت این اعداد، تقاضای واقعی وجود ندارد.
شناخت واش تریدینگ برای هر کسی که از حجم معاملات در تحلیل بازار استفاده میکند ضروری است؛ چراکه تکیه بر دادههای دستکاریشده میتواند برداشت اشتباهی از میزان نقدشوندگی، تقاضا و وضعیت یک دارایی ایجاد کند.
در این مقاله بررسی میکنیم واش تریدینگ دقیقا چیست، چگونه انجام میشود، چرا حجم معاملات را دستکاری میکند و با چه نشانههایی میتوان به وجود حجم غیرواقعی در بازار مشکوک شد.
واش تریدینگ چیست؟
واش تریدینگ (Wash Trading) یا معاملات شستشو، به معنی انجام معاملههای ساختگی برای بیشتر نشان دادن حجم معاملات یک دارایی است. در این حالت، یک رمزارز چند بار خرید و فروش میشود؛ اما مالکیت نهایی آن در عمل تغییر نمیکند و این معاملات لزوما نشاندهنده تقاضای واقعی معاملهگران نیستند.
تصور کنید ۱ میلیون تومان از جیب راستتان بردارید و در جیب چپتان بگذارید. پول جابهجا شده، اما نه پول جدیدی به دارایی شما اضافه شده و نه ارزش واقعی آن بیشتر شده است. اگر این جابهجایی را چندین بار تکرار کنید، تعداد دفعات انتقال بالا میرود، اما مقدار پول شما همچنان همان ۱ میلیون تومان است.
شناسایی چنین رخدادی در روند آموزش ارز دیجیتال نیز بسیار مهم است و اتفاق آن اصلا به دور از انتظار یا نادر نیست.
تصور کنید فردی یک رمزارز به ارزش ۱۰۰۰ دلار را بین دو حساب تحت کنترل خود خرید و فروش کند. اگر این معامله ۱۰ بار تکرار شود، در آمار بازار مجموعا ۱۰ هزار دلار حجم معامله ثبت میشود؛ اما این به معنی ورود ۱۰ هزار دلار پول جدید به بازار نیست. در واقع، همان دارایی و سرمایه بین حسابهای مرتبط جابهجا شده و حجم معاملات بیشتر از فعالیت واقعی بازار نشان داده شده است.

بدین ترتیب، واش تریدینگ میتواند نقدشوندگی و فعالیت بازار را بیشتر از مقدار واقعی نشان دهد و معاملهگران را درباره میزان تقاضا، محبوبیت یا جهت حرکت یک دارایی دچار اشتباه کند.
در ادامه به بررسی مهمترین ویژگیهای واش تریدینگ میپردازیم:
- معاملات ساختگی: خرید و فروشها با هدف ایجاد فعالیت معاملاتی غیرواقعی انجام میشوند.
- حجم معاملات کاذب: این معاملات باعث افزایش حجم ثبتشده یک دارایی میشوند، بدون اینکه تقاضای واقعی به همان میزان وجود داشته باشد.
- ارتباط میان طرفین معامله: خریدار و فروشنده ممکن است خود یک فرد یا مجموعه باشند که با چند حساب مختلف با یکدیگر معامله میکنند.
- تغییر نکردن مالکیت: دارایی در نهایت در اختیار همان فرد یا مجموعهای که معاملات ساختگی انجام داده، باقی میماند.
- نبود هدف اقتصادی واقعی: هدف اصلی معامله، خرید یا فروش واقعی دارایی نیست؛ بلکه فقط تلاش میشود تصور غیرواقعی از فعالیت بازار ایجاد کند.
- تکرار معاملات: انجام معاملات متعدد و مشابه حجم ثبتشده را بهصورت مصنوعی افزایش میدهد.
- ایجاد نقدشوندگی ظاهری: حجم بالا، یک دارایی را فعالتر و پرمعاملهتر از وضعیت واقعی آن نشان میدهد.
به همین دلیل است که واش تریدینگ در بازارهای مالی تحت نظارت، یک رفتار معاملاتی ممنوع و مصداق دستکاری بازار محسوب میشود. در بازار ارزهای دیجیتال نیز این رفتار میتواند حجم معاملات را بهصورت مصنوعی بالا ببرد و در برخی شرایط در کنار فعالیتهایی مانند پامپ و دامپ قرار بگیرد.
فراموش نکنید که بالا بودن حجم یک رمزارز بهتنهایی برای اثبات واش تریدینگ کافی نیست و تشخیص آن به بررسی الگوی معاملات و سایر دادههای بازار نیاز دارد.
واش تریدینگ چگونه انجام میشود؟
واش تریدینگ میتواند به شکلهای مختلفی انجام شود؛ اما در همه آنها یک اتفاق مشترک وجود دارد. آن هم اینکه خرید و فروشهای جعلی باعث میشوند حجم معاملات بیشتر از فعالیت واقعی بازار به نظر برسد و متناسب با تغییرات قیمت نباشد. این معاملات ممکن است بین حسابهای تحت کنترل یک فرد، بین چند معاملهگر هماهنگ یا با استفاده از ربات های تریدر ارز دیجیتال انجام شوند. در بازارهای غیرمتمرکز نیز کیف پولهای مختلف میتوانند در ایجاد چنین الگویی نقش داشته باشند.

در ادامه روشهایی که طی آنها واش تریدینگ انجام میشود را بررسی میکنیم:
استفاده از چند حساب
در این روش، یک فرد یا مجموعه چند حساب معاملاتی را در اختیار دارد و خرید و فروش یک دارایی بین این حسابها انجام میشود. در ظاهر، معامله بین دو حساب جدا انجام شده؛ اما هر دو حساب متعلق به یک فرد یا یک مجموعه هستند. در نتیجه، معامله در آمار صرافی ثبت و به حجم معاملات اضافه میشود؛ بدون اینکه خریدار واقعی جدیدی وارد بازار شده باشد.
همکاری چند معاملهگر
گاهی چند نفر با یکدیگر هماهنگ میشوند و یک دارایی را بین حسابهای خود خرید و فروش میکنند. برای مثال، دارایی از حساب یک معاملهگر به حساب نفر دیگر منتقل میشود و بعد دوباره بین حسابهای دیگر جابهجا میشود. تکرار این چرخه باعث میشود تعداد معاملات و حجم ثبتشده بیشتر از فعالیت واقعی بازار به نظر برسد.
استفاده از رباتهای معاملاتی
رباتهای معاملاتی میتوانند تعداد زیادی سفارش را در مدت بسیار کوتاهی ثبت و اجرا کنند. به همین دلیل، استفاده از آنها میتواند تعداد معاملات ساختگی را به سرعت افزایش دهد. در روشهای پیچیدهتر، رباتها میتوانند معاملات را با اندازهها و زمانهای مختلف انجام دهند تا الگوی فعالیت، طبیعیتر به نظر برسد.
واش تریدینگ در دیفای و NFT
این رفتار در بازارهای غیرمتمرکز نیز ممکن است دیده شود. برای مثال، یک دارایی میتواند چندین بار بین چندین کیف پول ارز دیجیتال مرتبط جابهجا شود. از آنجا که تراکنشها روی بلاک چین ثبت میشوند، تعداد این معاملات قابلمشاهده است، اما صرفا جدا بودن آدرسها به این معنی نیست که معاملهگران مستقل پشت آنها قرار دارند. در بازار NFT نیز تکرار خرید و فروش یک دارایی بین کیف پولهای مرتبط میتواند قیمت و تقاضای آن را بیشتر از وضعیت واقعی نشان دهد.
استفاده از وامهای آنی
در برخی فعالیتهای پیچیدهتر دیفای، وامهای فوری یا فلش لون (Flash Loan) نیز میتوانند در معاملات بسیار بزرگ و کوتاهمدت مورد سواستفاده قرار بگیرند. وام فوری شرایطی برای کاربر ایجاد میکند تا بتواند سرمایهای را در یک تراکنش دریافت و همان تراکنش بازپرداخت کند. بنابراین، برخلاف روشهای معمول، انجام معامله به داشتن سرمایه اولیه زیاد نیاز ندارد و بهسادگی میتواند کاربر را دچار اشتباه کند.
چرا افراد یا صرافیها واش تریدینگ انجام میدهند؟
هدف اصلی واش تریدینگ، ایجاد یک تصویر غیرواقعی از میزان فعالیت و تقاضا برای یک دارایی است.
اما بسته به اینکه چه کسی واش تریدینگ انجام میدهد، هدف آن میتواند متفاوت باشد.
در بخش زیر به بررسی اهداف واش تریدینگ میپردازیم تا ببینیم پشت پرده آنها چه افرادی هستند و با چه نیتی این کار را انجام میدهند:
| هدف | چه کسی ممکن است انجام دهد؟ | نتیجه مورد انتظار |
| افزایش مصنوعی حجم | صرافیها، پروژهها و معاملهگران | فعالتر و پرمعاملهتر نشان دادن یک رمزارز یا پلتفرم |
| جذب کاربران جدید | پروژهها و صرافیها | داغ کردن بازار، ایجاد هیجان ایجاد تصور استقبال زیاد و ترغیب کاربران به معامله |
| افزایش دیدهشدن | پروژههای جدید و توکنها | جلب توجه در سایتهای آماری و میان کاربران بازار |
| بهبود رتبه معاملاتی | برخی صرافیها و پروژهها | بالا بردن جایگاه در رتبهبندیهایی که حجم معاملات را در نظر میگیرند |
| اثرگذاری بر قیمت | معاملهگران بزرگ یا گروههای هماهنگ | ایجاد فشار خرید یا فروش و تغییر مصنوعی در قیمت |
| جذب سرمایه برای پروژه | برخی پروژههای جدید | نشان دادن فعالیت و استقبال بیشتر از مقدار واقعی |
| دستکاری بازار NFT | برخی معاملهگران و سازندگان کالکشنهای NFT | نشان دادن تقاضای بیشتر و بالا بردن مصنوعی قیمت یک NFT |
| پنهان کردن منشا پول | کلاهبرداران یا مجرمان مالی | استفاده از معاملات ساختگی برای پیچیدهتر کردن مسیر جابهجایی پول |
در نتیجه، واش تریدینگ برای این انجام میشود که یک دارایی یا صرافی فعالتر، محبوبتر یا پرتقاضاتر از واقعیت به نظر برسد. این تصویر ساختگی میتواند توجه کاربران را بیشتر کند و در بعضی موارد روی تصمیم معاملاتی یا قیمت دارایی اثر بگذارد.
نمونههایی از واش تریدینگ در بازار ارز دیجیتال
واش تریدینگ فقط یک مفهوم تئوری نیست و نمونههای واقعی آن در بازار ارز دیجیتال و NFT ثبت شده است. در این پروندهها، معاملات به شکلی انجام شدهاند که در ظاهر خرید و فروش واقعی به نظر میرسیدند؛ اما هدف اصلی ایجاد حجم، تقاضا یا قیمت غیرواقعی بوده است.
در ادامه، چند نمونه شناختهشده را بررسی میکنیم.
پرونده توکن هیدرو (HYDRO)
یکی از نمونههای مهم واش تریدینگ در بازار ارز دیجیتال، پرونده توکن HYDRO است. در سال ۲۰۲۲، کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) علیه شرکت هیدروژن تکنولوژی (Hydrogen Technology Corporation) و مدیران آن و همچنین شرکت مون واکرز تریدینگ (Moonwalkers Trading) اقدام قانونی کرد.
طبق ادعای SEC، شرکت هیدروژن تکنولوژی با کمک مون واکرز از یک نرمافزار معاملاتی سفارشی برای انجام معاملات متعدد روی توکن HYDRO استفاده کرده بود. معاملات به شکلی انجام میشدند که فعالیت بازار بیشتر از میزان واقعی به نظر برسد و حجم معاملاتی بالاتری برای توکن ثبت شود.
افزایش مصنوعی معاملات باعث شد HYDRO در بازار فعالتر و پرتقاضاتر به نظر برسد و در ادامه قیمت توکن نیز تحت تاثیر این فعالیتها قرار گرفت و بیش از ۲ میلیون دلار درآمد ایجاد کرد.
سیستم اصلی واش تریدینگ در این نمونه شامل ایجاد معاملات مصنوعی، بالا بردن حجم ظاهری و اثرگذاری بر برداشت بازار از میزان تقاضا بود.
واش تریدینگ در بازار NFT و کریپتوپانک شماره ۹۹۹۸
یکی از معروفترین نمونهها در بازار توکن غیرمثلی (Non Fungible Token) مربوط به کریپتو پانک شماره ۹۹۹۸ (CryptoPunk #9998) در سال ۲۰۲۱ است. این NFT در یک تراکنش بلاک چینی با ارزش حدود ۵۳۲ میلیون دلار معامله شد؛ اما این معامله با خرید معمولی تفاوت داشت و برای انجام آن از فلش لون استفاده شده بود.

بدین ترتیب NFT با مبلغ بسیار بالا خریداری شد و سپس پول دریافتشده در همان تراکنش به مسیر اولیه بازگشت و وام نیز تسویه شد. در نهایت، خود NFT نیز دوباره به آدرس اولیه برگشت.
بنابراین رقم ۵۳۲ میلیون دلار در دادههای بلاک چین به معنی ورود ۵۳۲ میلیون دلار سرمایه واقعی به بازار نبود. در عمل، دارایی میان آدرسهای مرتبط جابهجا شد و سرمایه مورد استفاده برای معامله نیز به همان مسیر برگشت.
واش تریدینگ در بازار لوکس ریر
مارکت پلیس NFT لوکس ریر (LooksRare) در ابتدای فعالیت خود در سال ۲۰۲۲، حجم معاملات بسیار بالایی داشت؛ اما بررسی دادهها نشان داد بخش قابلتوجهی از این معاملات به واش تریدینگ مربوط بوده است.
معاملهگران NFTها را میان چند کیف پول تحت کنترل خود جابهجا میکردند و با خرید و فروش مکرر یک دارایی بین این کیف پولها، تعداد و ارزش معاملات ثبتشده را بالا میبردند. در نتیجه، هر معامله در آمار بازار به عنوان یک فروش واقعی ثبت میشد.
یکی از انگیزههای اصلی این کار، سیستم پاداش معاملاتی لوکس ریر بود. معاملهگران با افزایش حجم معاملات میتوانستند پاداش بیشتری دریافت کنند، بنابراین انجام معاملات میان کیف پولهای مرتبط میتوانست هم حجم بازار را مصنوعی بالا ببرد و هم پاداش ایجاد کند. طبق گزارشی از دیکریپت (Decrypt)، بیش از ۸.۳ میلیارد دلار واش تریدینگ در لوکسریر انجام شده بود.
تاثیر واش تریدینگ بر بازار ارز دیجیتال چیست؟
واش تریدینگ با وارد کردن حجم و فعالیت معاملاتی غیرواقعی به دادههای بازار، میتواند تصمیمگیری معاملهگران و وضعیت بازار ارز دیجیتال را تحت تاثیر قرار دهد.
مهمترین پیامدهای واش تریدینگ به شرح زیر هستند:
- ایجاد تصور اشتباه از نقدشوندگی: حجم بالای معاملات ممکن است باعث شود تریدر تصور کند که خریداران و فروشندگان زیادی در بازار حضور دارند و میتواند دارایی خود را بدون اسلیپیج (Slippage) قابلتوجه بفروشد. اما هنگام ورود سفارشهای واقعی و افزایش فشار خرید یا فروش، نبود خریداران کافی میتواند باعث افزایش اسلیپیج و دشوار شدن معامله شود.
- اختلال در تحلیل تکنیکال: اندیکاتورهایی که از حجم معاملات برای تولید سیگنال استفاده میکنند، در صورت وجود حجم اشتباه اطلاعات نادرستی ارائه میدهند. برای مثال، شاخص حجم تعادلی (OBV) و سایر اندیکاتورهای مبتنی بر حجم ممکن است فعالیت بازار را بیشتر از واقعیت نشان دهند و باعث تصمیمگیری اشتباه شوند.
- ایجاد تقاضای ظاهری و اثرگذاری بر قیمت: حجم غیرواقعی میتواند این تصور را ایجاد کند که تقاضای زیادی برای یک دارایی وجود دارد. در برخی موارد، این تصویر ساختگی میتواند معاملهگران را به خرید ترغیب کند و به افزایش مصنوعی قیمت منجر شود. در ادامه، با کاهش تقاضای واقعی، قیمت ممکن است به سرعت افت کند.
- افزایش نوسانات و ریسک ضرر: وقتی قیمت یک دارایی تحت تاثیر فعالیت معاملاتی مصنوعی قرار بگیرد، فاصله آن با ارزش واقعی بازار بیشتر میشود. خروج معاملهگران یا کاهش معاملات ساختگی میتواند به افت سریع قیمت منجر شود و حتی موجی از فروش هیجانی ایجاد کند.
- کاهش اعتماد به دادههای بازار: انتشار گزارشهای مربوط به حجمهای جعلی باعث میشود معاملهگران نسبت به آمار حجم، رتبهبندی صرافیها و میزان فعالیت برخی داراییها با تردید بیشتری نگاه کنند. این مسئله اعتماد به دادههای بازار ارز دیجیتال را کاهش میدهد.
- کاهش نقدشوندگی واقعی بازار: گسترش واش تریدینگ میتواند معاملهگران واقعی را نسبت به اعتبار دادههای یک صرافی یا دارایی بدبین کند. کاهش حضور معاملهگران واقعی نیز میتواند فعالیت بازارسازها و حجم معاملات واقعی را کاهش دهد و در نهایت نقدشوندگی واقعی بازار را تحت تاثیر قرار دهد.
- گمراه شدن سرمایهگذاران تازهکار: افرادی که تجربه کمتری در تحلیل بازار دارند، ممکن است حجم بالای معاملات را نشانه محبوبیت یا تقاضای واقعی بدانند و بدون بررسی بیشتر وارد معامله شوند. بدین ترتیب، احتمال خرید یک دارایی با قیمت نامناسب افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل است که یادگیری و آموزش ترید اهمیت زیادی دارد تا معاملهگران بتوانند دادههای بازار را درست تحلیل کنند و صرفا بر اساس حجمهای غیرواقعی تصمیم نگیرند.
تفاوت معاملات واقعی با واش تریدینگ چیست؟
در معاملات واقعی، خریدار و فروشنده با اهداف اقتصادی مشخص مانند سرمایهگذاری، کسب سود، مدیریت ریسک یا انتقال مالکیت یک دارایی وارد معامله میشوند؛ اما در واش تریدینگ، ظاهر معامله شبیه یک خرید و فروش عادی است؛ درحالیکه هدف اصلی ایجاد حجم غیرواقعی یا جلوه داده رشد تقاضا برای یک دارایی است.
با شناخت تفاوت این دو نوع معامله میتوانید دادههای بازار را دقیقتر بررسی کنید و صرفا بر اساس حجم معاملات یا تعداد تراکنشها تصمیم نگیرید. در جدول زیر بیشتر به این موضوع میپردازیم:
| معیار مقایسه | معاملات واقعی | واش تریدینگ |
| هدف معامله | انجام یک معامله با هدف اقتصادی مانند خرید دارایی، فروش برای کسب سود یا مدیریت سرمایه | ایجاد تصویر ساختگی از فعالیت بازار، حجم معاملات یا میزان تقاضا |
| خریدار و فروشنده | دو طرف مستقل با منافع و تصمیمهای جداگانه | هر دو طرف معامله متعلق به یک فرد، مجموعه یا گروه هماهنگ |
| تغییر مالکیت دارایی | مالکیت دارایی واقعا از یک شخص به شخص دیگر منتقل میشود | دارایی بین حسابها یا کیف پولهای هماهنگشده جابهجا میشود؛ بدون اینکه مالک واقعی تغییر کند |
| وجود تقاضای واقعی | معامله بر اساس نیاز یا تصمیم واقعی خریدار و فروشنده انجام میشود | تقاضا بیشتر ظاهری است و لزوماً نشاندهنده علاقه واقعی بازار نیست |
| ریسک معامله | هر طرف معامله با توجه به تغییرات قیمت، سود یا زیان واقعی را تجربه میکند | به دلیل کنترل شدن دو طرف معامله توسط یک شخص یا مجموعه، ریسک اقتصادی واقعی وجود ندارد. |
| نمونه | فردی یک رمزارز را خریداری میکند چون انتظار رشد قیمت دارد و فرد دیگری آن را میفروشد چون قصد خروج از بازار دارد | فردی یک رمزارز را بین دو حساب تحت کنترل خود بارها خرید و فروش میکند تا حجم معاملات بیشتر دیده شود |
| وضعیت قانونی و اخلاقی | بخشی طبیعی از فعالیت بازارهای مالی است | در بسیاری از بازارهای مالی به عنوان نوعی دستکاری بازار شناخته میشود |
بنابراین در یک معامله واقعی، افزایش حجم معاملات نتیجه حضور خریداران و فروشندگان مستقل است. اما در واش تریدینگ، تعداد معاملات بالا فقط یک تصویر مصنوعی از فعالیت بازار ایجاد میکند.
در این باره بیشتر بخوانید
چگونه واش تریدینگ را تشخیص دهیم؟
تشخیص واش تریدینگ با نگاه کردن به یک عدد یا یک تراکنش بهتنهایی ممکن نیست. برای بررسی حجم مشکوک باید حجم معاملات، ارزش بازار، تعداد آدرسهای فعال، دفتر سفارشات، تاریخچه معاملات و رفتار قیمت را در کنار هم بررسی کرد. اگر چند نشانه غیرعادی همزمان دیده شود، احتمال واش تریدینگ بیشتر میشود.

در ادامه روشهای تشخیص واش تریدینگ را معرفی میکنیم تا بتوانید آن را هم برای بهترین ارزهای دیجیتال برای سرمایه گذاری و هم رمزارزهای جدید و کوچک استفاده کنید:
مقایسه حجم معاملات در صرافیهای مختلف
حجم یک دارایی را در چند صرافی معتبر با یکدیگر مقایسه کنید. اگر یک دارایی در یک پلتفرم حجم بسیار بیشتری نسبت به سایر بازارها داشته باشد؛ درحالیکه قیمت و فعالیت معاملاتی در صرافیهای دیگر چنین وضعیتی ندارد، میتواند یک نشانه هشدار باشد. مقایسه دادههای صرافیهای متمرکز و غیرمتمرکز نیز در این مورد کاربردی است.
مقایسه حجم معاملات با رفتار قیمت و شرایط بازار
حجم معاملات واقعی تحت تاثیر خبرها، تغییرات قیمت، شرایط بازار و رویدادهای مربوط به پروژه تغییر میکند. در مقابل، افزایش ناگهانی حجم بدون وجود رویداد یا تغییر قابلتوجه در بازار میتواند مشکوک باشد.
حجمهایی که برای مدت طولانی با الگوی کاملا یکنواخت یا فواصل زمانی بسیار منظم تکرار میشوند نیز باید با دقت بررسی شوند.
بررسی حجم معاملات نسبت به ارزش بازار
یکی از نشانههای اولیه، مقایسه حجم معاملات روزانه با ارزش بازار (Market Cap) است. اگر یک توکن کوچک حجم معاملاتی بسیار بیشتری نسبت به ارزش بازار خود ثبت کند، باید دادههای آن با دقت بیشتری بررسی شود. برای مثال، حجم روزانه ۵۰ میلیون دلار برای توکنی با ارزش بازار ۱ میلیون دلار میتواند نگرانکننده باشد.
مقایسه تعداد آدرسهای فعال با حجم معاملات
حجم بالا زمانی اعتبار بیشتری دارد که تعداد قابلتوجهی معاملهگر یا آدرس مستقل پشت آن باشد. اگر یک دارایی حجم بسیار زیادی داشته باشد اما تعداد آدرسهای فعال آن محدود باشد، ممکن است چند حساب یا کیف پول بخش بزرگی از معاملات را انجام دهند.
بررسی خریدار و فروشنده در تراکنشهای متوالی
میتوان با ابزارهای تحلیل آنچین مانند اترسکن (Etherscan) یا هر ابزاری که برای بررسی ردپای رمزارز مدنظر کاربرد دارد، تاریخچه تراکنشها را بررسی کرد. اگر آدرسهای یکسان یا مرتبط بارها در دو طرف خرید و فروش یک دارایی ظاهر شوند و دارایی نیز مرتب میان همین آدرسها جابهجا شود، احتمال وجود معاملات واش بیشتر میشود.
بررسی عمق بازار و دفتر سفارشات
مقایسه حجم معاملات با عمق بازار یکی از روشهای کاربردی برای ارزیابی نقدشوندگی واقعی است. اگر یک صرافی حجم بسیاربالایی برای یک دارایی نشان دهد؛ اما دفتر سفارشات سفارشهای محدودی در سطوح مختلف داشته باشد، احتمالا حجم ثبتشده با نقدشوندگی واقعی بازار همخوانی ندارد.
بررسی تاریخچه معاملات
تاریخچه معاملات میتواند الگوهای غیرعادی را نشان دهد. برای مثال، تکرار تعداد زیادی معامله با حجم دقیقا یکسان در فواصل زمانی منظم، مخصوصا زمانی که همزمان تغییر قابلتوجهی در قیمت رخ نمیدهد، میتواند نشانه استفاده از معاملات خودکار یا ساختگی باشد. مشاهده سفارشهای متعدد با قیمت و اندازه تقریبا یکسان نیز پیشنهاد میشود.
بررسی سابقه پروژه و صرافی
پیش از اعتماد به حجم معاملات یک دارایی، سابقه پروژه، میزان پذیرش واقعی، تعداد کاربران و دادههای تاریخی آن را نیز بررسی کنید. پروژهها یا پلتفرمهایی که اطلاعات محدودی دارند یا حجم معاملاتی فعلی آنها فاصله زیادی با میانگین تاریخی دارد، به بررسی بیشتری نیاز دارند.
جمعبندی؛ پشت حجم معاملات سنگین چه میگذرد؟
واش تریدینگ زمانی خطرناک میشود که یک عدد جذاب، مثل حجم معاملات چند میلیون دلاری، جای بررسی دقیق بازار را بگیرد. اگر حجم یک دارایی ناگهان افزایش پیدا کرد، قبل از اینکه آن را نشانه تقاضای بالا بدانید، حجم را با ارزش بازار رمزارز و سابقه معاملات آن مقایسه کنید، عمق دفتر سفارشات و آدرسهای فعال آن را هم ببینید، رفتار قیمت و اخبار مرتبط را بررسی کنید و در صورت امکان دادههای چند صرافی و اطلاعات آنچین را کنار هم بگذارید. در بازار کریپتو، حجم بالا فقط یک داده است، نه مدرک اعتبار یک بازار. هرچه این داده با سایر نشانههای بازار هماهنگی کمتری داشته باشد، بهتر است با احتیاط بیشتری تصمیم بگیرید.