فرض کنید می‌توانستید با سرمایه‌ای خیلی کمتر از قیمت یک ملک، صاحب بخشی از آن شوید و همان روز هم بتوانید سهمتان را بفروشید. عجیب است اما همین حالا در دنیای RWA اتفاق می‌افتد؛ جایی که دارایی‌های واقعی کم‌کم راه خودشان را به بلاکچین باز کرده‌اند. شاید همیشه فکر می‌کردیم بازارهای بزرگ مثل اوراق دولتی یا صندوق‌های درآمد ثابت مخصوص نهادهای بزرگ است؛ اما این تصور دارد تغییر می‌کند. اگر فقط چند دقیقه این مقاله را دنبال کنید، می‌بینید چطور پروژه‌های RWA فرصت‌هایی می‌سازند که تا همین چند سال پیش دست‌نیافتنی به‌نظر می‌رسید. اگر کنجکاوی، ادامه این مسیر می‌تواند تصویر تازه‌ای از نحوه سرمایه‌گذاری در کریپتو برایت بسازد.

RWA چیست و چرا در بازار کریپتو مهم شده است؟

در سال‌های اخیر توجه بسیاری از سرمایه‌گذاران دوباره به سمت پروژه‌هایی جلب شده که دارایی‌های واقعی را وارد دنیای بلاک چین می‌کنند. این حوزه که با نام RWA شناخته می‌شود، تلاش دارد فاصله میان اقتصاد سنتی و شبکه‌های غیرمتمرکز را کمتر کند. بسیاری از کاربران بازار کریپتو معتقدند که آینده بلاکچین زمانی روشن‌تر می‌شود که بتواند به دارایی‌هایی متصل شود که در زندگی روزمره افراد ملموس و قابل استفاده هستند.

زمانی که درباره RWA صحبت می‌کنیم؛ منظور توکنیزه کردن دارایی‌هایی مثل طلا، املاک، اوراق بدهی یا حتی درآمد شرکت‌هاست. این یعنی نسخه‌ای دیجیتالی و قابل معامله از یک دارایی واقعی روی بلاکچین ایجاد می‌شود. همین اتصال میان دنیای فیزیکی و شبکه‌های غیرمتمرکز باعث شده RWA یکی از سریع‌ترین بخش‌های رو به رشد در بازار کریپتو باشد. توضیحات جامع‌تر از اینکه توکنیزه کردن دارایی‌ها یا RWA+ چیست؟ را در مقاله‌ای به‌طور مفصل شرح داده‌ایم.

اهمیت RWA برای کاربران ایرانی هم کاملا قابل درک است. به ویژه در شرایطی که بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های سنتی نقدشوندگی کم یا محدودیت‌های مختلف دارند؛ توکن‌های RWA می‌توانند دسترسی ساده‌تر، شفافیت بیشتر و امکان معامله فوری فراهم کنند. به همین دلیل است که پروژه‌های این حوزه در سال‌های اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده‌اند.

معیارهای انتخاب بهترین توکن های RWA چیست؟

کاربرانی که قصد بررسی یا سرمایه‌گذاری در پروژه‌های RWA را دارند، معمولا با یک سوال ساده روبه‌رو می‌شوند؛ چطور بفهمیم کدام پروژه واقعا ارزشمند است و کدام فقط یک طرح جذاب روی کاغذ است. چون RWA با دارایی‌های دنیای واقعی در ارتباط است، ارزیابی آن‌ها کمی متفاوت از پروژه‌های دیفای معمولی است. برای اینکه انتخاب دقیق‌تری داشته باشیم، باید چند فاکتور مشخص را بررسی کنیم که تقریبا در تمام پروژه‌های موفق این حوزه دیده می‌شوند.

اولین نکته مربوط به پشتوانه دارایی است. هر پروژه باید به صورت کاملا شفاف توضیح دهد که چه دارایی‌هایی را توکنیزه می‌کند و آیا آن دارایی واقعا وجود دارد یا نه. این موضوع ساده به نظر می‌رسد اما در بسیاری از پروژه‌های نامعتبر، جزئیات کافی از پشتوانه ارائه نمی‌شود. اگر قرار است یک توکن نماینده اوراق بدهی دولتی یا درآمد یک مجموعه باشد، لازم است فرآیند احراز، نگهداری و مدیریت آن دارایی مشخص باشد.

معیارهای انتخاب بهترین توکن های RWA چیست؟

نکته بعدی زیرساخت فنی پروژه است. بیشتر پروژه‌های پیشرو از شبکه‌هایی مثل اتریوم و لایه‌های سازگار با آن استفاده می‌کنند تا استاندارد بودن قراردادها، امنیت بیشتر و اتصال آسان‌تر به اکوسیستم‌های دیفای فراهم شود. پروژه‌هایی که معماری ضعیف یا استانداردهای اختصاصی و کم‌کاربرد دارند، معمولا در مقیاس‌پذیری دچار مشکل می‌شوند. اگر نمی‌دانید مقیاس پذیری در ارزهای دیجیتال چیست؟ مقاله آن را بخوانید.

از زاویه دیگر باید دید آیا پروژه توانسته ارتباط معناداری با موسسات مالی یا نهادهای قانون‌گذار ایجاد کند. پروژه‌هایی مثل ONDO، Maker و Chainlink دقیقا به همین دلیل رشد کردند. آن‌ها توانستند اعتماد موسسات را جلب کنند و فرآیندهای نظارتی را با استانداردهای بلاکچین هماهنگ کنند.

در نهایت باید مدل درآمدی و کاربرد توکن را بررسی کرد. اگر توکن صرفا نقش تزئینی داشته باشد یا تاثیر مستقیمی در اقتصاد پروژه نگذارد، ارزش طولانی‌مدت آن قابل اتکا نیست. توکن‌هایی که برای پرداخت کارمزد، مشارکت در حاکمیت یا دسترسی به لایه‌های نقدینگی استفاده می‌شوند، معمولا مسیر پایدارتری دارند. به طور خلاصه، هنگام بررسی یک پروژه RWA بهتر است به موارد زیر دقت کنیم؛

  • شفافیت در نوع و ارزش دارایی‌های واقعی
  • فرآیند قانونی و رعایت استانداردهای نظارتی
  • زیرساخت فنی قابل اعتماد و مقیاس‌پذیر
  • همکاری با موسسات مالی و پلتفرم‌های معتبر
  • مدل درآمدی مشخص و نقش روشن توکن در اقتصاد پروژه

در ادامه مقاله قصد داریم تا بهترین پروژه‌های حوزه توکنیزه کردن دارایی‌ها یا همان RWA را بررسی کنیم و مهمترین توکن‌های این حوزه را مورد بررسی قرار دهیم.

بهترین توکن های حوزه RWA

وقتی صحبت از توکن‌های RWA می‌شود، معمولا ذهن بسیاری از کاربران تنها به سمت پروژه‌هایی می‌رود که دارایی‌های سنتی را وارد بلاکچین کرده‌اند. اما واقعیت کمی گسترده‌تر است. پروژه‌های موفق این حوزه فقط توکنیزه کردن یک دارایی ساده را انجام نمی‌دهند؛ آن‌ها زیرساخت‌هایی ساخته‌اند که می‌تواند جریان سرمایه، اوراق بدهی، درآمد املاک، داده‌های مالی و حتی قراردادهای موسسات بزرگ را به شکل استاندارد و قابل اعتماد روی بلاکچین منتقل کند.

اهمیت شناخت این پروژه‌ها زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم هر کدام از آن‌ها بخشی از یک اکوسیستم در حال رشد هستند؛ اکوسیستمی که از نگاه بسیاری از موسسات، یکی از مهم‌ترین مسیرهای ورود دارایی‌های واقعی به دیفای محسوب می‌شود. پیشنهاد می شود اگر با دنیای دیفای آشنایی کافی ندارید، مقاله امور مالی غیرمتمرکز یا DeFi چیست؟ را بخوانید سپس به ادامه این مطلب بپردازید.

چین لینک (LINK)

Chainlink یکی از قدیمی‌ترین و قابل‌اعتمادترین پروژه‌هایی است که نقش مهمی در گسترش RWA داشته است. وظیفه اصلی LINK فقط انتقال داده نیست؛ این شبکه در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین پل‌های ارتباطی بین موسسات مالی و بلاکچین تبدیل شده است. دلیل این اتفاق ساده است؛ مؤسسات نمی‌توانند بدون دسترسی به داده‌های دقیق، اوراق واقعی یا قراردادهای مالی را روی بلاکچین منتقل کنند. Chainlink دقیقا همین بخش را کامل می‌کند و اطلاعات را با استانداردهای امنیتی بالا به قراردادهای هوشمند می‌رساند.

یکی از نقاط قوت LINK همین همکاری‌های گسترده با بانک‌ها، شرکت‌های فین‌تک و شبکه‌هایی مثل SWIFT است. این همکاری‌ها کمک کرده تا پروژه‌هایی که قصد توکنیزه کردن دارایی‌هایی مثل اوراق بدهی دولتی دارند، بتوانند داده‌های معتبر دریافت کنند و فرآیندهای نظارتی را بهتر اجرا کنند. به همین دلیل بسیاری از سرمایه‌گذاران معتقدند LINK ستون زیرساختی بسیاری از پروژه‌های RWA آینده خواهد بود. اگر قصد بررسی بازار این توکن را دارید، صفحه‌ خرید لینک می‌تواند نقطه شروع خوبی یاشد.

چین لینک و RWA

البته باید به این نکته هم توجه کرد که چین لینک نقش مستقیم در مالکیت دارایی‌های واقعی ندارد و بیشتر تمرکز آن بر تامین داده، اثبات دارایی و استانداردسازی ارتباطات است. همین موضوع باعث شده توکن LINK بیشتر بر اساس تقاضای عملیاتی پروژه‌ها و گسترش استفاده از شبکه رشد کند. بنابراین ارزش این توکن به میزان پیاده‌سازی خدمات Chainlink در پروژه‌های RWA و دیفای وابسته است. برای آشنایی بیشتر با این پروژه پیش از این مقاله‌ای در بلاگ بیت ۲۴ تحت عنوان پروژه چین لینک چیست؟ منتشر شده است.

اوندو فایننس (ONDO)

Ondo یکی از معدود پروژه‌هایی است که توانسته دارایی‌های سنتی را به شکلی کاملا کاربردی وارد دنیای دیفای کند. هدف این پروژه ساده به نظر می‌رسد؛ دسترسی کاربران به ابزارهایی شبیه اوراق بدهی دولتی آمریکا، اما در قالب توکن‌های بلاکچینی. همین ایده باعث شد ONDO به یکی از سریع‌ترین پروژه‌های رو‌ به رشد در حوزه RWA تبدیل شود.

مدل کاری Ondo به این صورت است که دارایی‌هایی مثل خزانه‌داری آمریکا را خریداری می‌کند و سپس نسخه توکنیزه‌شده آن را ارائه می‌دهد. این کار باعث شده سرمایه‌گذاران خرد که معمولا امکان دسترسی مستقیم به این ابزارها را ندارند، بتوانند نسخه دیجیتالی آنها را در قالب توکن معامله کنند. این دقیقا همان نقطه‌ای است که تفاوت Ondo با بسیاری از پروژه‌های صرفا مفهومی را نشان می‌دهد. بررسی چنین پروژه بزرگی در چند خط کار دشواری است؛ به همین دلیل مقاله بررسی پروژه اوندو را در بلاگ بیت ۲۴ منتشر کرده‌ایم. اگر علاقه‌مندید تا از ابعاد مختلف پروژه اوندو، از چگونگی کارکرد این پروژه گرفته تا تیم توسعه‌دهنده و مزایا و معایب آن آگاه شوید، می‌توانید به مقاله مربوطه مراجعه کنید.

اوندو و RWA

مزیت مهم ONDO شفافیت در ساختار قانونی و همکاری نزدیک با موسسات مالی است. پروژه به شکل مستقیم با متولیان دارایی کار می‌کند و فرآیندهای نظارتی آن کاملا مشخص است. از طرفی نقش توکن ONDO در اقتصاد پروژه نیز روشن است؛ این توکن برای مشارکت در سیاست‌های حاکمیتی و دسترسی به برخی لایه‌های درآمدی پلتفرم استفاده می‌شود.

البته محدودیت‌هایی هم وجود دارد. بخشی از دارایی‌های پشتیبان برای کاربران غیر آمریکایی یا افراد خارج از محدوده قانونی ممکن است نیازمند احراز هویت یا محدودیت‌های دسترسی باشد. همچنین تکیه زیاد پروژه بر اوراق دولتی می‌تواند آن را در برابر تغییرات نرخ بهره یا سیاست‌های مالی آمریکا تحت تاثیر قرار دهد. اگر قصد دارید تا معاملات اوندو را زیر نظر داشته باشید، صفحه‌ خرید اوندو مرجع مناسبی برای شما خواهد بود.

میکردائو (MKR)

Maker یکی از قدیمی‌ترین پروژه‌هایی است که از سال‌ها قبل به صورت جدی وارد حوزه RWA شده و تجربه عملی قابل توجهی در این زمینه دارد. بسیاری از کاربران Maker را فقط با استیبل‌کوین DAI می‌شناسند، اما بخش مهمی از درآمد این اکوسیستم از توکنیزه کردن دارایی‌های واقعی و اضافه شدن آن‌ها به خزانه پروتکل به دست می‌آید. همین موضوع باعث شده MKR از یک توکن حاکمیتی ساده فراتر برود و به بخشی از زیرساخت‌ اقتصادی RWA تبدیل شود.

نکته جالب درباره Maker این است که برخلاف بسیاری از پروژه‌های جدید، قدم‌به‌قدم و با همکاری‌هایی کاملا عملی وارد RWA شد. اولین نسخه‌های دارایی‌های واقعی که به پشتوانه DAI اضافه شدند، شامل وام‌های تجاری، اوراق بدهی کوتاه‌مدت و دارایی‌هایی با نقدشوندگی بالا بودند. این کار باعث شد بخشی از درآمد پروتکل به صورت پایدار و بدون وابستگی کامل به بازارهای کریپتو به دست بیاید. پروژه میکر با جزئیات بیشتری در مقاله معرفی پروژه میکر دائو بررسی شده است. در این مقاله می‌توانید بخوانید که این پروژه دقیقا چطور کار می‌کند، تیم توسعه‌دهنده آن چه افرادی هستند و پتانسیل‌های آن دقیقا چه مواردی‌اند.

میکردائو و RWA

یکی از نقاط قوت Maker انعطاف‌پذیری مدل Collateral است؛ ساختاری که اجازه می‌دهد دارایی‌های متنوع، چه دیجیتال و چه واقعی، به عنوان وثیقه استفاده شوند. همین ویژگی باعث شده DAI نسبت به بسیاری از استیبل‌کوین‌های الگوریتمی یا متمرکز، مدل پایدارتری داشته باشد. از سمت دیگر، درآمد پروژه از دارایی‌های واقعی در افزایش سودآوری، نقش MKR را پررنگ‌تر کرده و کاربرد آن در سیاست‌های حاکمیتی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

البته این رویکرد بدون چالش هم نیست. Maker باید دائماً میان دو موضوع تعادل برقرار کند؛ استفاده از دارایی‌های سنتی برای ثبات بیشتر و حفظ ماهیت غیرمتمرکز. همچنین گسترش فعالیت‌های RWA نیازمند چارچوب‌های قانونی روشن است که در برخی کشورها هنوز کامل نیست. با وجود این موارد، مسیر Maker در حوزه RWA یکی از واقعی‌ترین نمونه‌های اتصال دارایی‌های سنتی به دیفای محسوب می‌شود. برای کاربرانی که قصد بررسی بازار این توکن را دارند، صفحه خرید میکر می‌تواند مسیر بررسی عمیق‌تری فراهم کند.

سانترفیوژ (CFG)

Centrifuge یکی از پروژه‌هایی است که عملا مفهوم توکنیزه کردن دارایی‌های دنیای واقعی را از سطح تئوری به مرحله اجرا رسانده است. ایده آن ساده است؛ کسب‌وکارها بتوانند دارایی‌هایی مثل فاکتورهای فروش، وام‌ها یا قراردادهای پرداخت خود را روی بلاکچین ثبت کنند و در مقابل آن سرمایه جذب کنند. به زبان ساده‌تر، سانترفیوژ پلی میان شرکت‌های واقعی و تأمین مالی غیرمتمرکز است.

این پروژه با ایجاد پلتفرمی به نام Tinlake امکان داده تا شرکت‌ها اسناد مالی خود را به توکن‌های قابل خرید و فروش تبدیل کنند. سرمایه‌گذاران با خرید این توکن‌ها بخشی از سود ناشی از بازپرداخت وام‌ها را دریافت می‌کنند. ساختار دو‌توکنی Tin و Drop هم برای کنترل ریسک استفاده می‌شود؛ توکن Drop معمولا بازدهی پایین‌تر اما ریسک کمتر دارد، در حالی که Tin سود بالاتر و ریسک بیشتری ارائه می‌کند. این مدل باعث شده Centrifuge یکی از کاربردی‌ترین نمونه‌ها برای ترکیب امور مالی واقعی و دیفای باشد.

سانتریفیوژ و RWA

از نظر فنی، CFG توکن اصلی شبکه است که برای استیکینگ، حاکمیت و تایید تراکنش‌ها استفاده می‌شود. دارندگان این توکن می‌توانند در تصمیم‌گیری‌های مربوط به پروژه مشارکت کنند و درعین‌حال از رشد فعالیت‌ها در بخش وام‌دهی و درآمدزایی پلتفرم سود ببرند. اگر درباره استیکینگ اطلاعات کافی ندارید، پیشنهاد می‌شود مقاله استیکینگ ارز دیجیتال چیست؟ را بخوانید.

در سمت مقابل، ریسک اصلی Centrifuge مربوط به مدیریت اعتبار و صحت اسناد مالی شرکت‌هاست. هرچند پلتفرم با مؤسسات متخصص همکاری می‌کند و فرآیند اعتبارسنجی نسبتاً شفاف است، اما احتمال نکول یا تأخیر در پرداخت همیشه وجود دارد. با این حال، ترکیب منحصربه‌فرد سازوکار مالی سنتی و زیرساخت بلاکچینی باعث شده CFG جایگاه خاصی در میان پروژه‌های RWA پیدا کند و به عنوان یکی از موتورهای واقعی ورود کسب‌وکارها به دیفای شناخته شود. علاقه‌مندان به بررسی وضعیت بازار این پروژه می‌توانند از صفحه خرید سانترفیوژ اقدام کنند.

میپل فایننس (MPL)

Maple Finance تلاش می‌کند یکی از قدیمی‌ترین مدل‌های بازار مالی یعنی وام‌دهی سازمانی را وارد بلاکچین کند. در بسیاری از پلتفرم‌های دیفای، کاربران باید برای دریافت وام مقدار زیادی وثیقه قفل کنند. اما Maple مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. این پروژه وام‌های موسوم به وام‌های کم‌وثیقه یا حتی بدون وثیقه را برای مؤسسات، شرکت‌های معاملاتی و بازیگران حرفه‌ای بازار فراهم می‌کند.

در این ساختار، نقش مهمی به مدیران استخرهای نقدینگی داده شده است. این مدیران که معمولا شرکت‌های مالی یا نهادهای اعتبارسنجی هستند، وظیفه بررسی اعتبار وام‌گیرندگان را بر عهده دارند. سرمایه‌گذاران نیز می‌توانند دارایی خود را در این استخرها قرار دهند و در ازای آن بخشی از سود وام‌ها را دریافت کنند. همین مدل باعث شده Maple بیشتر شبیه یک بازار وام سازمانی روی بلاکچین باشد تا یک پلتفرم وام‌دهی معمولی.

توکن MPL در مرکز این اکوسیستم قرار دارد. این توکن برای مشارکت در حاکمیت شبکه، همسو کردن منافع مدیران استخرها و ایجاد انگیزه برای تأمین نقدینگی استفاده می‌شود. رشد فعالیت‌های وام‌دهی در این پلتفرم می‌تواند تقاضا برای MPL را افزایش دهد.

از نظر مزیت رقابتی، Maple یکی از اولین پروژه‌هایی بود که مفهوم وام‌دهی نهادی در دیفای را جدی گرفت. این موضوع باعث شد بسیاری از شرکت‌های فعال در حوزه کریپتو از آن به عنوان یک مسیر تأمین سرمایه استفاده کنند. در عین حال، ریسک اصلی این مدل به کیفیت اعتبارسنجی وام‌گیرندگان برمی‌گردد. اگر یک وام بزرگ بازپرداخت نشود، می‌تواند روی بازدهی استخرها تاثیر بگذارد. به همین دلیل Maple به مرور ساختارهای مدیریت ریسک و نظارت بر وام‌ها را تقویت کرده است.

RealT

RealT یکی از پروژه‌هایی است که مفهوم مالکیت بر املاک را به شکل ساده و قابل‌دسترسی وارد فضای بلاکچین کرده است. ایده اصلی این پلتفرم بر اساس یک نیاز مشخص شکل گرفته؛ بسیاری از افراد به دلیل سرمایه اولیه بالا، نمی‌توانند وارد بازار املاک شوند، اما اگر مالکیت یک ملک به واحدهای کوچک تقسیم شود، این مسیر برای سرمایه‌گذار خرد هم باز خواهد شد. RealT همین کار را انجام می‌دهد؛ هر ملک مسکونی را به توکن‌های قابل معامله تبدیل می‌کند تا هر فرد بتواند به اندازه توان خود در آن ملک شریک شود.

در این مدل، هر ملک یک توکن ERC-20 اختصاصی دارد که نشان‌دهنده سهم مالکیت در همان ملک است. درآمد اجاره نیز به توکن‌داران پرداخت می‌شود و معمولا به صورت دوره‌ای به شکل استیبل‌کوین توزیع می‌شود. این مدل باعث شده RealT برای کسانی که به دنبال درآمد نسبتا پایدار هستند جذاب باشد؛ چون عملا فرد بدون خرید کامل یک واحد مسکونی، از مزایای درآمد اجاره بهره‌مند می‌شود.

از دید سازوکار عملیاتی، RealT املاک خود را عمدتا در مناطق مشخصی مثل دیترویت و کلیولند ارائه می‌دهد؛ مناطقی که نسبت قیمت به اجاره جذاب است و تقاضای اجاره بالا محسوب می‌شود. پلتفرم متولی مدیریت ملک، قراردادهای اجاره، نگهداری و امور حقوقی است و کاربران فقط نقش مالک بخشی از دارایی را دارند.

در کنار این مزایا، ریسک نقدشوندگی موضوع مهمی است. چون توکن‌های RealT خارج از چارچوب پلتفرم کمتر معامله می‌شوند و بازار آن‌ها به فعالیت کاربران همان اکوسیستم وابسته است. بنابراین اگر یک ملک تقاضای معاملاتی بالایی نداشته باشد، فروش سریع توکن‌های آن ممکن است زمان‌بر شود. با این حال، امکان مالکیت کسری و دریافت درآمد اجاره باعث شده RealT نمونه‌ای عملی از توکنیزه کردن املاک واقعی باشد و جایگاه مشخصی در میان پروژه‌های RWA پیدا کند.

گلدفینچ (GFI)

Goldfinch با تمرکز بر یک چالش مشخص وارد حوزه RWA شد؛ بسیاری از کسب‌وکارهای واقعی، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه، به دلیل نبود وثیقه کافی نمی‌توانند به منابع مالی جهانی دسترسی پیدا کنند. در مقابل، در دیفای حجم زیادی نقدینگی وجود دارد که عملا بدون استفاده مانده است. Goldfinch تلاش کرده این دو طرف را به هم متصل کند؛ یعنی نقدینگی موجود روی بلاکچین را در اختیار وام‌گیرندگان واقعی قرار دهد، بدون این‌که آن‌ها مجبور به ارائه وثیقه‌های سنگین باشند.

ساختار این پروژه بر اساس دو نقش اصلی شکل گرفته است. نقش اول، «وام‌دهندگان» یا همان سرمایه‌گذارانی هستند که دارایی خود را وارد استخرهای نقدینگی می‌کنند. نقش دوم، «ارائه‌دهندگان اعتباری» هستند؛ نهادهایی که توانایی ارزیابی اعتبار وام‌گیرندگان را دارند و مشخص می‌کنند هر درخواست وام تا چه اندازه قابل اتکا است. این مدل باعث شده Goldfinch به یک بازار وام‌دهی نیمه‌متمرکز با پشتوانه داده‌های اعتبارسنجی تبدیل شود؛ مدلی که از نظر شباهت، ترکیبی از دیفای و سیستم‌های وام‌دهی سنتی محسوب می‌شود.

توکن GFI در این میان هم نقش حاکمیتی دارد و هم برای همسو کردن منافع مشارکت‌کنندگان استفاده می‌شود. دارندگان GFI می‌توانند در رأی‌گیری‌ها شرکت کنند و درباره پارامترهای مهم شبکه، مثل نحوه تخصیص اعتبار یا ساختار پاداش‌ها، نظر بدهند.

در مورد مزیت رقابتی، Goldfinch در میان پروژه‌های وام‌دهی RWA یکی از معدود نمونه‌هایی است که تمرکز خود را بر کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در کشورهای مختلف گذاشته است. همین ویژگی باعث شده جریان حقیقی وام‌دهی به بیرون از دنیای کریپتو برقرار شود. با این حال، ریسک اصلی این پروژه به عملکرد ارائه‌دهندگان اعتباری برمی‌گردد؛ اگر ارزیابی یک وام‌گیرنده دقیق نباشد، احتمال نکول وجود دارد. به همین دلیل Goldfinch سازوکار نظارت جمعی و بررسی مرحله‌ای را در کنار اعتبارسنجی سنتی قرار داده تا احتمال خطا کاهش پیدا کند.

در مجموع، Goldfinch توانسته بخشی از نقدینگی غیرفعال دیفای را به سمت کسب‌وکارهای واقعی هدایت کند و همین نقش آن را در میان پروژه‌های RWA قابل توجه کرده است.

تروفای (TRU)

TrueFi یکی از پروژه‌هایی است که مسیر وام‌دهی بدون وثیقه را با تمرکز بر شفافیت کامل و اعتبارسنجی مبتنی بر داده دنبال می‌کند. ایده آن از یک مسئله ساده شروع شد؛ در بسیاری از پلتفرم‌های دیفای، مدل وام‌دهی بر پایه وثیقه‌های سنگین شکل گرفته و همین باعث شده کسب‌وکارهای حرفه‌ای و شرکت‌های معاملاتی نتوانند به‌راحتی از این منابع استفاده کنند. TrueFi تلاش کرده این محدودیت را کنار بگذارد و مدلی را ارائه دهد که وام‌گیرنده با تکیه بر سابقه عملکرد و اعتبار خود بتواند به نقدینگی دسترسی پیدا کند.

سازوکار این پروژه بر اساس ارزیابی دقیق اعتبار وام‌گیرندگان طراحی شده است. تیم TrueFi برای هر وام‌گیرنده یک پروفایل اعتبار ایجاد می‌کند؛ پروفایلی که شامل سابقه فعالیت، کیفیت بازپرداخت و میزان نقدینگی است. پس از این مرحله، هر درخواست وام به استخرهای نقدینگی ارائه می‌شود و سرمایه‌گذاران می‌توانند تصمیم بگیرند در آن مشارکت کنند یا نه. همین فرایند باعث شده TrueFi شفافیت بالایی در ارائه اطلاعات داشته باشد و کاربران بتوانند براساس داده واقعی تصمیم بگیرند.

توکن TRU در این اکوسیستم نقش مهمی دارد. این توکن برای رأی‌دادن درباره درخواست‌های وام و مشارکت در ارزیابی اعتبار وام‌گیرندگان استفاده می‌شود. به همین دلیل دارندگان TRU عملا در فرایند مدیریت ریسک شبکه نقش دارند. مزیت رقابتی TrueFi این است که به‌جای تکیه بر یک نهاد واحد برای اعتبارسنجی، تصمیم‌گیری را میان جامعه و مجموعه‌ای از داده‌های شفاف تقسیم کرده است. همین مدل باعث شده سرعت و دقت بررسی‌ها بالاتر باشد و وام‌دهی بدون وثیقه قابلیت اجرایی پیدا کند. در کنار این مزیت‌ها، ریسک اصلی پروژه مربوط به احتمال نکول وام‌های بزرگ است؛ چون حتی با وجود پروفایل‌های اعتباری دقیق، همیشه احتمال خطا وجود دارد. TrueFi برای مدیریت این ریسک، ساختارهای داوری، رأی‌گیری و پوشش احتمالی خسارت را در نظر گرفته تا تعادل شبکه حفظ شود.

به طور کلی، TrueFi توانسته مفهوم وام‌دهی مبتنی بر اعتبار را وارد فضای دیفای کند و همین ویژگی آن را در میان پروژه‌های RWA به‌عنوان یک نمونه کاربردی و قابل ارزیابی مطرح کرده است. کاربران می‌توانند برای بررسی وضعیت بازار این ارز، از صفحه خرید تروفای وارد پلتفرم شوند تا فعالیت خود را آغاز کنند.

سینتتیکس (SNX)

Synthetix یکی از پروژه‌هایی است که مسیر متفاوتی را برای اتصال دارایی‌های واقعی به بلاکچین انتخاب کرده است. در حالی‌که بیشتر پروژه‌های RWA مستقیما دارایی‌هایی مثل املاک، اوراق یا فاکتورهای مالی را توکنیزه می‌کنند، Synthetix سراغ «نمایش دیجیتال» این دارایی‌ها رفته؛ یعنی دارایی‌های مصنوعی یا همان Synthetic Assets. این دارایی‌ها ارزش خود را از یک دارایی واقعی می‌گیرند، اما خودشان مستقیما مالکیت آن دارایی را منتقل نمی‌کنند. همین ویژگی باعث شده Synthetix در میان پروژه‌های RWA نقش زیرساختی داشته باشد؛ زیرا امکان دسترسی و معامله دارایی‌های مختلف را روی بلاکچین فراهم می‌کند.

سازوکار این پروژه بر پایه ایجاد نسخه مصنوعی دارایی‌ها شکل گرفته است. مثلا یک sUSD یا sBTC یا sXAU (نسخه مصنوعی طلا) می‌تواند ارزش دارایی اصلی را دنبال کند و در اکوسیستم‌های مختلف معامله شود. برای حفظ این پیوند قیمتی، کاربران باید توکن SNX را وثیقه کنند. این وثیقه‌گذاری امکان ضرب دارایی‌های مصنوعی را فراهم می‌کند و در عین حال یک لایه امنیتی برای پوشش نوسانات قیمت ایجاد می‌شود. نتیجه این مدل، بازارهایی است که در آن می‌توان نسخه‌های مختلف دارایی‌های واقعی را بدون نیاز به مالکیت مستقیم معامله کرد.

توکن SNX قلب این اکوسیستم است. کاربرانی که SNX را استیک می‌کنند، امکان ایجاد دارایی مصنوعی و دریافت بخشی از کارمزدها را دارند. همین موضوع باعث شده SNX علاوه بر نقش کاربردی، یک نقش درآمدی هم برای مشارکت‌کنندگان فراهم کند. افراد علاقه‌مند به دنبال‌کردن فعالیت شبکه یا ارزیابی فرصت‌های درآمدی می‌توانند از صفحه خرید سینتتیکس اقدام کنند و سپس به سراغ استیکینگ یا ضرب دارایی‌های مصنوعی بروند.

از نظر مزیت رقابتی، Synthetix یکی از قدیمی‌ترین و قابل‌اعتمادترین زیرساخت‌ها برای ایجاد دارایی‌های مصنوعی در فضای دیفای است. این پروژه در مرحله‌ای که هنوز مفهوم RWA به شکل امروزی مطرح نشده بود، دسترسی غیرمستقیم به انواع دارایی‌ها را ممکن کرد. در عین حال، ریسک اصلی این مدل به پیچیدگی سیستم وثیقه‌گذاری و نسبت‌های موردنیاز برمی‌گردد. اگر نوسان یک دارایی بسیار زیاد باشد، کاربران باید با دقت بیشتری موقعیت‌های خود را مدیریت کنند. با این حال، Synthetix به‌مرور این ساختار را ساده‌تر کرده و نسخه‌های جدید پروتکل تمرکز بیشتری بر تجربه کاربری و پایداری دارند.

در مجموع، Synthetix بیشتر از آن‌که یک توکنیزیشن مستقیم باشد، یک لایه انعطاف‌پذیر برای ایجاد و معامله نسخه‌های دیجیتال دارایی‌های واقعی است؛ مدلی که نقش مهمی در گسترش ابزارهای مالی مبتنی بر بلاکچین ایفا کرده است.

مانترا (OM)

MANTRA از ابتدا با این هدف وارد فضای RWA شد که یک زیرساخت کاملاً سازگار با نیازهای نهادهای مالی و پروژه‌هایی باشد که قصد دارند دارایی‌های واقعی را روی بلاکچین منتقل کنند. تفاوت اصلی MANTRA با بسیاری از پروژه‌های مشابه این است که تنها روی یک بخش از زنجیره ارزش RWA متمرکز نشده؛ بلکه مجموعه‌ای از ابزارها، استانداردها و خدمات را ارائه می‌دهد تا توکنیزه‌کردن دارایی‌ها برای مؤسسات، شرکت‌ها و حتی پروژه‌های کوچک‌تر قابل اجرا باشد. در عمل، MANTRA یک اکوسیستم است که فرآیند توکنیزه‌کردن را از مرحله صدور دارایی تا مدیریت و نقل‌وانتقال آن پوشش می‌دهد.

این پروژه از یک بلاکچین اختصاصی استفاده می‌کند که با تمرکز بر انطباق قانونی، امنیت و مقیاس‌پذیری طراحی شده است. این رویکرد باعث شده MANTRA گزینه مناسبی برای نهادهایی باشد که باید استانداردهای سخت‌گیرانه‌ای را رعایت کنند. کاربردهای رایج آن شامل توکنیزه‌کردن املاک، اوراق بهادار، دارایی‌های مالی سنتی و حتی صندوق‌های سرمایه‌گذاری است. برای بسیاری از شرکت‌ها، مزیت اصلی این است که می‌توانند بدون ساخت زیرساخت مستقل، فرآیند صدور دارایی دیجیتال را روی MANTRA انجام دهند.

توکن سوزی مانترا

توکن OM نقش اساسی در این اکوسیستم دارد؛ از پرداخت کارمزدها تا مشارکت در حاکمیت و تأمین امنیت شبکه. کاربران و توسعه‌دهندگان برای استفاده از خدمات MANTRA به OM نیاز دارند و همین موضوع آن را به یک توکن کاربردی در مرکز اکوسیستم تبدیل کرده است. برای داشتن توکن این پروژه در سبد دارایی‌های خود می‌توانید از طریق صفحه خرید مانترا اقدام کنید.

از دید مزیت رقابتی، MANTRA یکی از معدود پروژه‌هایی است که بر «سازگاری با مقررات» به‌عنوان یک اولویت ثابت تمرکز کرده است. در دنیای RWA که تعامل با قوانین سنتی امری اجتناب‌ناپذیر است، این رویکرد باعث شده MANTRA مورد توجه بازیگران حرفه‌ای قرار بگیرد. در کنار این مزایا، ریسک اصلی پروژه به موفقیت آن در جذب مؤسسات و پروژه‌های واقعی برمی‌گردد؛ چون ارزش اکوسیستم زمانی رشد می‌کند که تعداد صادرکنندگان دارایی و کاربران شبکه افزایش یابد. با این حال، تمرکز بر استانداردسازی و ارائه ابزارهای کامل باعث شده MANTRA جایگاه مشخصی در مسیر رشد RWA داشته باشد.

در مجموع، MANTRA اکوسیستمی است که تلاش می‌کند مسیر توکنیزه‌کردن دارایی‌های واقعی را برای کسب‌وکارها ساده‌تر کند؛ مسیری که با توجه به روند رو‌به‌رشد RWA، اهمیت آن هر روز بیشتر می‌شود.

مزایای سرمایه‌گذاری در توکن‌های RWA

وقتی از RWA صحبت می‌کنیم، درواقع به مسیری اشاره داریم که دارایی‌های دنیای واقعی را وارد فضای دیجیتال می‌کند؛ مسیری که برای سرمایه‌گذاران ایرانی هم جذاب است و هم کاربردی. دلیل این جذابیت تنها «نوآوری» نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از مزایا است که باعث می‌شود RWA به‌تدریج در کنار کریپتوی کلاسیک، تبدیل به یک گزینه جدی برای مدیریت سرمایه شود. اولین مزیت، دسترسی ساده‌تر به دارایی‌هایی است که تا قبل از این معمولا در اختیار نهادها یا سرمایه‌گذاران بزرگ بود. مثلا اوراق خزانه آمریکا یا صندوق‌های بهره‌ای که در پروژه‌هایی مثل ONDO ارائه می‌شود، در حالت عادی برای بسیاری از کاربران قابل‌دستیابی نیست. اما با توکنیزه‌شدن، امکان خرید بخش‌های کوچک‌تر فراهم می‌شود و همین موضوع در عمل یک فرصت جدید می‌سازد.

در قدم بعد، توکن‌های RWA معمولا نقدشوندگی بهتری نسبت به دارایی‌های فیزیکی دارند. اگر ملکی را بخرید، فروش آن ممکن است هفته‌ها یا ماه‌ها زمان ببرد؛ اما نسخه توکنیزه همان ملک (شبیه آنچه RealT ارائه می‌کند) می‌تواند در چند دقیقه معامله شود. این تفاوت، انعطاف‌پذیری بیشتری برای تصمیم‌گیری ایجاد می‌کند. یکی دیگر از مزایا به شفافیت و قابلیت رهگیری برمی‌گردد. توکنیزه‌شدن دارایی باعث می‌شود اطلاعات مربوط به مالکیت، وثیقه‌گذاری یا جریان‌های نقدی روی بلاکچین ثبت شود. این شفافیت در پروژه‌هایی مثل MakerDAO یا Goldfinch نقش مهمی دارد؛ چون سرمایه‌گذار می‌تواند وضعیت وثیقه یا عملکرد وام‌گیرندگان را دقیق‌تر ارزیابی کند.

در نهایت، RWA امکان تنوع‌بخشی را افزایش می‌دهد. کاربران می‌توانند ترکیبی از دارایی‌های سنتی و کریپتویی داشته باشند و اثر نوسانات بازار را کاهش دهند. این تنوع برای سبدهایی که به دنبال تعادل بین رشد و ثبات هستند، اهمیت زیادی دارد. مجموع این موارد باعث شده RWA از یک مفهوم تجربی به یک ابزار واقعی برای مدیریت سرمایه تبدیل شود؛ ابزاری که نه‌تنها دسترسی را ساده‌تر می‌کند، بلکه کیفیت تصمیم‌گیری را هم بالا می‌برد.

ریسک‌های توکن‌های حوزه RWA

در کنار مزایا، RWA ریسک‌هایی دارد که نادیده‌گرفتن آنها می‌تواند تصمیم‌گیری را سخت کند. این ریسک‌ها بیشتر از جنس ریسک‌های ترکیبی هستند؛ یعنی بخشی از آنها به ذات دارایی واقعی مربوط است و بخشی دیگر به زیرساخت بلاکچینی. برای همین بهتر است قبل از ورود، هرکدام را جداگانه بررسی کنیم.

یکی از مهم‌ترین ریسک‌ها ابهامات قانونی و نظارتی است. پروژه‌هایی که با دارایی‌های واقعی کار می‌کنند، مجبورند خود را با قوانین مالی سنتی هماهنگ کنند. اگر چارچوب‌ها تغییر کند یا محدودیت‌های جدید وضع شود، ممکن است فرآیند توکنیزه‌کردن یا انتقال دارایی با اختلال روبه‌رو شود. این موضوع برای پروژه‌هایی مثل MANTRA یا ONDO اهمیت بیشتری دارد؛ چون همکاری مستقیم با مؤسسات مالی دارند.

ریسک بعدی مربوط به نگهداری دارایی‌های فیزیکی است. وقتی از توکنیزه‌کردن املاک، طلا یا اوراق بدهی صحبت می‌کنیم، لازم است یک نهاد مرکزی وجود داشته باشد که دارایی را نگه‌داری کند. اگر این نهاد دچار خطا، ورشکستگی یا کمبود نقدینگی شود، ارزش توکن‌ها هم تحت تأثیر قرار می‌گیرد. این چالش یکی از تفاوت‌های اصلی RWA با کریپتوی کاملا غیرمتمرکز است.

در سطح تکنیکی، ریسک قراردادهای هوشمند همیشه وجود دارد. پروژه‌هایی مثل Maker، Synthetix یا Maple ساختارهای پیچیده‌ای دارند که در صورت باگ یا حمله، می‌تواند مشکلاتی ایجاد کند. این موضوع به‌ویژه برای پروژه‌هایی که حجم وثیقه یا گردش مالی بالا دارند، حساسیت بیشتری پیدا می‌کند.

در نهایت، نباید ریسک بازار را نادیده گرفت. ارزش دارایی‌های واقعی می‌تواند تغییر کند و این تغییرات مستقیما روی ارزش توکن‌ها اثر می‌گذارد. بنابراین RWA برخلاف تصور بعضی کاربران، یک ابزار بدون ریسک نیست؛ بلکه ترکیبی از ریسک‌های سنتی و کریپتویی است. با آگاهی از این ریسک‌ها، سرمایه‌گذار می‌تواند تصویر کامل‌تری از فضای RWA داشته باشد و انتخاب‌های دقیق‌تری انجام دهد؛ انتخاب‌هایی که هم از فرصت‌ها استفاده می‌کند و هم کنترل بهتری روی ریسک‌ها دارد.

جمع‌بندی نهایی؛ انتخاب هوشمندانه در دنیای RWA

فضای RWA در حال تبدیل‌شدن به مسیری است که دسترسی به دارایی‌های واقعی را ساده‌تر می‌کند و ابزارهای متنوع‌تری برای مدیریت سرمایه در اختیار کاربران قرار می‌دهد؛ به‌خصوص وقتی پروژه‌هایی مثل ONDO، Maker، RealT یا MANTRA هرکدام بخشی از این مسیر را پوشش می‌دهند. اگر قصد ورود به این حوزه را دارید، بهتر است قبل از انتخاب توکن، کاربرد آن پروژه و نوع دارایی پشتوانه‌اش را بررسی کنی تا تصویر دقیق‌تری از ریسک و فرصت‌ها داشته باشید.