بحث درباره خریدن یا نخریدن طلا برای سرمایهگذاری در شرایط فعلی ایران، به یکی از دغدغههای اصلی بسیاری از سرمایهگذاران تبدیل شده است. قیمت طلا در بازار ایران تحتتأثیر متغیرهای مختلفی قرار دارد و نمیتوان تنها با بررسی یک عامل درباره آینده آن تصمیم گرفت. نرخ دلار، قیمت اونس جهانی، انتظارات تورمی، سیاستهای پولی فدرال رزرو، تحولات سیاسی و وضعیت بازار نفت از مهمترین عواملی هستند که باید همزمان بررسی شوند. در این تحلیل تلاش شده است با کنار هم قرار دادن این متغیرها، چشمانداز احتمالی قیمت طلای ۱۸ عیار در بازار ایران ارزیابی شود.
دو عامل اصلی که بیشترین تأثیر را بر قیمت طلای داخلی دارند، نرخ دلار یا تتر و قیمت اونس جهانی طلا هستند. زمانی که یکی از این دو متغیر رشد میکند، فشار خرید در بازار طلای ایران نیز افزایش مییابد. درصورتیکه هر دو عامل بهصورت همزمان در یک روند صعودی قرار بگیرند، معمولاً حرکت قیمت طلای ۱۸ عیار سریعتر و قدرتمندتر میشود. به همین دلیل، برای بررسی سناریوهای احتمالی طلا ابتدا باید روند نرخ ارز و سپس شرایط نمودار اونس جهانی مورد ارزیابی قرار گیرد.
در هفته گذشته شاهد شروع موج جدیدی از افزایش قیمت دلار و تتر بودیم. قیمت تتر تا محدوده ۲۰۰ هزار تومان پیش رفت و بار دیگر نشان داده شد که انتظارات تورمی همچنان نقش مهمی در رفتار بازار ارز دارند. نوسان قیمت تتر تنها به عرضه و تقاضای کوتاهمدت محدود نیست و شرایط اقتصاد کلان ایران نیز بر روند آن اثر میگذارد. کاهش ارزش پول ملی، رشد نقدینگی، کسری بودجه و افزایش هزینههای تولید از عواملی هستند که میتوانند فشار خرید در بازار ارز را حفظ کنند.
براساس برخی برآوردهای اقتصادی، نرخ تورم ماهانه در شرایط فعلی ممکن است به محدودههای بسیار بالا نزدیک شده باشد. حتی اگر رقم تورم در ماههای مختلف نوسان داشته باشد، نمیتوان از اثر تجمعی آن بر قدرت خرید ریال چشمپوشی کرد. از نگاه من، تا زمانی که نشانهای جدی از کاهش پایدار تورم و کنترل رشد نقدینگی دیده نشود، سناریوی صعودی نرخ دلار همچنان وزن بیشتری خواهد داشت. در چنین شرایطی احتمال دارد قیمت دلار در افق یکساله به محدوده ۳۰۰ هزار تومان نزدیک شود. البته مسیر رسیدن به این محدوده خطی نخواهد بود و باید انتظار اصلاح، پولبک و نوسانهای شدید را نیز داشت.

در تحلیل تکنیکال بازار ارز، شکست مقاومتهای مهم باید با تثبیت قیمت و افزایش فشار خرید همراه شود. عبور موقت از یک مقاومت بهتنهایی نمیتواند ادامه روند صعودی را تأیید کند. اگر قیمت تتر بتواند بالای محدودههای فعلی تثبیت شود و پولبکهای بعدی با تقاضای مناسب پاسخ داده شوند، میتوان انتظار داشت که روند صعودی در میانمدت ادامه پیدا کند. در مقابل، بازگشت قیمت به زیر حمایتهای شکستهشده میتواند بازار را وارد یک دوره اصلاحی کند. بااینحال حتی اصلاح نرخ دلار نیز لزوماً به معنای پایان روند بلندمدت نیست و ممکن است تنها بخشی از نوسان طبیعی نمودار باشد.
عامل دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، افزایش تنشهای خاورمیانه و تأثیر آن بر قیمت نفت است. در تحلیل جداگانهای با موضوع احتمال رسیدن نفت به ۱۰۰ دلار، شرایط نمودار و سناریوهای پیشروی بازار انرژی بررسی شده است. افزایش درگیریها در محدوده خلیج فارس و تنگه هرمز میتواند مسیر انتقال نفت را با اختلال روبهرو کند. از آنجا که بخش قابلتوجهی از عرضه جهانی نفت از این مسیر عبور میکند، هرگونه محدودیت در تردد نفتکشها میتواند به افزایش قیمت نفت منجر شود.
براساس دادههای منتشرشده در ۲۹ تیر ۱۴۰۵، قیمت نفت برنت در پی تشدید تنش میان ایران و آمریکا به بالاترین سطح خود در بیش از یک ماه گذشته رسیده و محدوده ۹۰ دلار را آزمایش کرده است. قیمت نفت برنت در هفته قبل نیز نزدیک به ۱۶ درصد رشد کرده بود. همزمان تعداد نفتکشهایی که از تنگه هرمز عبور کردهاند، کاهش یافته و نگرانیها درباره اختلال در عرضه انرژی افزایش پیدا کرده است. این شرایط نشان میدهد که ریسک ژئوپلیتیک فعلا از بازار نفت خارج نشده و احتمال ادامه نوسانهای شدید وجود دارد.
افزایش قیمت نفت از دو مسیر متفاوت بر بازار طلا اثر میگذارد. در مسیر نخست، تشدید تنشهای سیاسی و نظامی باعث افزایش تقاضا برای داراییهای امن میشود. طلا معمولاً در دورههایی که احساسات بازار به سمت ترس و ریسکگریزی حرکت میکند، مورد توجه سرمایهگذاران قرار میگیرد. در چنین فضایی ممکن است بخشی از جریان سرمایه از بازار سهام، بیت کوین، آلت کوینها و سایر داراییهای پرریسک خارج شود و به سمت طلا حرکت کند. این تغییر در جریان پول میتواند از سناریوی صعودی اونس جهانی حمایت کند.

مسیر دوم کمی پیچیدهتر است. افزایش مداوم قیمت نفت هزینه حملونقل، تولید و انرژی را بالا میبرد و میتواند تورم آمریکا را دوباره تقویت کند. درصورتیکه فشارهای تورمی پایدار بمانند، احتمال افزایش نرخ بهره یا حفظ نرخها در سطوح بالا بیشتر میشود. نرخ بهره بالاتر معمولاً بازده اوراق خزانهداری آمریکا را جذابتر میکند. در چنین شرایطی بخشی از سرمایههای بزرگ به سمت اوراق با درآمد ثابت حرکت میکنند و فشار فروش در بازارهای بدون بازده مانند طلا افزایش مییابد.
این تضاد اکنون در رفتار اونس جهانی نیز دیده میشود. از یک طرف تنشهای خاورمیانه و افزایش ریسکهای سیاسی از قیمت طلا حمایت میکنند. از طرف دیگر، افزایش قیمت نفت و احتمال بالا رفتن تورم، انتظارات مربوط به افزایش نرخ بهره فدرال رزرو را تقویت کرده است. به همین دلیل اونس جهانی با وجود فضای پرتنش سیاسی، حرکت صعودی پرقدرتی را ثبت نکرده و در محدوده ۴ هزار دلار در حال نوسان است.
طبق دادههای اخیر، قیمت نقدی طلا در محدوده ۴۰۱۸ دلار قرار گرفته و قراردادهای آتی نیز حوالی ۴۰۲۳ دلار معامله شدهاند. محدوده ۴ هزار دلار در شرایط فعلی یک حمایت روانی و تکنیکال مهم محسوب میشود. واکنشهای قیمت به زیر این سطح نشان دادهاند که فشار خرید هنوز بهطور کامل از بازار خارج نشده است. درصورتیکه قیمت بالای ۴ هزار دلار تثبیت شود، میتوان انتظار داشت که معاملهگران بار دیگر مقاومتهای بالاتر را زیر نظر بگیرند.
بااینحال سناریوی نزولی اونس جهانی نیز نباید نادیده گرفته شود. محدوده ۳۸۸۶ دلار بهعنوان یکی از حمایتهای مهم نمودار مطرح شده است. اگر این سطح با فشار فروش و تثبیت قیمت در زیر آن شکسته شود، احتمال عمیقتر شدن اصلاح افزایش مییابد. در این سناریو محدوده ۳۵۰۰ دلار میتواند بهعنوان حمایت بعدی مورد توجه قرار گیرد. شکست حمایت ۳۸۸۶ دلار بهتنهایی کافی نیست و بهتر است رفتار کندلها، حجم معاملات و واکنش قیمت در پولبک احتمالی نیز بررسی شود.
از نگاه من، محدوده ۴ هزار دلار در کوتاهمدت نقش تعیینکنندهای در روند اونس دارد. حفظ این حمایت میتواند شرایط را برای ادامه نوسان صعودی و حرکت دوباره به سمت سقف تاریخی فراهم کند. در مقابل، شکست معتبر این سطح و سپس از دست رفتن حمایت ۳۸۸۶ دلار میتواند سناریوی نزولی را تقویت کند. بنابراین بهتر است بهجای پیشبینی قطعی مسیر قیمت، واکنش بازار به این محدودهها مرحلهبهمرحله دنبال شود.

افزایش احتمال رشد نرخ بهره یکی از ریسکهای مهم سناریوی صعودی طلا محسوب میشود. یکی از اعضای فدرال رزرو آمریکا اعلام کرده است که برای مقابله با تورم پایدار، احتمال افزایش دوباره نرخ بهره باید مورد بررسی قرار گیرد. معاملهگران بازارهای مالی نیز احتمال افزایش نرخ بهره در ماه دسامبر را حدود ۸۲ درصد ارزیابی کردهاند؛ درحالیکه این احتمال در هفته قبل نزدیک به ۷۳ درصد بود. این تغییر نشان میدهد که انتظارات بازار نسبت به ادامه سیاستهای انقباضی تقویت شده است.
افزایش نرخ بهره میتواند در کوتاهمدت به رشد شاخص دلار و بازده اوراق خزانهداری منجر شود. در چنین شرایطی هزینه فرصت نگهداری طلا بالا میرود و بخشی از فشار خرید کاهش پیدا میکند. همین مسئله میتواند مانع شکست سریع مقاومتهای اونس جهانی شود. بازار کریپتو نیز ممکن است از این شرایط تأثیر بگیرد؛ زیرا افزایش بازده بدون ریسک معمولاً تمایل معاملهگران به نگهداری بیت کوین، آلت کوینها و سهام شرکتهای رشدی را کاهش میدهد. در نتیجه جریان سرمایه میان بازار طلا، اوراق، ارز و داراییهای پرریسک باید بهصورت همزمان بررسی شود.
بااینحال سیاست انقباضی فدرال رزرو تنها درصورتی میتواند روند بلندمدت طلا را تضعیف کند که تورم بهشکل پایدار کنترل شود. اگر نرخ بهره بالا بماند اما تورم همچنان ادامه پیدا کند، ارزش واقعی پول کاهش خواهد یافت و تقاضا برای داراییهای محدود و ضدتورمی دوباره افزایش پیدا میکند. در چنین سناریویی ممکن است طلا پس از یک اصلاح کوتاهمدت، روند صعودی بلندمدت خود را از سر بگیرد. به همین دلیل فشار فروش ناشی از افزایش نرخ بهره لزوماً به معنای پایان سناریوی صعودی اونس جهانی نیست.
در افق میانمدت، احتمال میدهم اونس جهانی پس از پشت سر گذاشتن دورهای از نوسان و اصلاح، دوباره به سمت محدوده سقف تاریخی در حوالی ۵ هزار دلار حرکت کند. تحقق این سناریو به حفظ حمایتهای فعلی، کنترل فشار فروش ناشی از نرخ بهره و ادامه تقاضای دارایی امن وابسته است. درصورتیکه تنشهای سیاسی ادامه پیدا کنند و تورم جهانی نیز در سطوح بالا باقی بماند، احتمال آزمایش دوباره این مقاومت افزایش مییابد. بااینحال شکست محدوده ۵ هزار دلار نیازمند تثبیت قیمت، فشار خرید پایدار و تأیید حجم معاملات خواهد بود.
برای ارزیابی قیمت طلای ایران باید سناریوی اونس جهانی و نرخ دلار در کنار یکدیگر قرار داده شوند. اگر قیمت اونس در میانمدت به سمت ۵ هزار دلار حرکت کند و نرخ دلار نیز در افق یکساله به محدوده ۳۰۰ هزار تومان نزدیک شود، قیمت نظری هر گرم طلای ۱۸ عیار میتواند حوالی ۳۶ میلیون تومان قرار بگیرد. این عدد براساس ترکیب قیمت اونس جهانی، نرخ تبدیل دلار و عیار طلا محاسبه میشود و نباید بهعنوان هدف قطعی قیمت در نظر گرفته شود.

قیمت واقعی طلای ۱۸ عیار در بازار ممکن است تحتتأثیر حباب، میزان عرضه و تقاضا، محدودیتهای معاملاتی، شرایط سیاسی و اختلاف نرخ ارز آزاد و رسمی قرار گیرد. به همین دلیل ممکن است قیمت بازار در مقاطعی بالاتر یا پایینتر از ارزش محاسباتی معامله شود. همچنین رسیدن به محدوده ۳۶ میلیون تومان میتواند به زمان بیشتری نیاز داشته باشد و مسیر آن احتمالاً همراه با اصلاحهای سنگین و نوسانهای کوتاهمدت خواهد بود.
در سناریوی صعودی، تثبیت نرخ تتر در سطوح بالا، ادامه رشد انتظارات تورمی، حفظ حمایت ۴ هزار دلاری اونس و افزایش تقاضا برای داراییهای امن میتواند به ادامه روند صعودی طلای داخلی کمک کند. در سناریوی نزولی، کاهش تنشهای سیاسی، افت قیمت نفت، تقویت سیاستهای انقباضی فدرال رزرو و شکست حمایتهای اونس جهانی ممکن است فشار فروش کوتاهمدتی ایجاد کند. کاهش نرخ دلار نیز میتواند شدت اصلاح قیمت طلای ۱۸ عیار را بیشتر کند.
برای من، مهمترین نکته این است که تحلیل قیمت طلا تنها با نگاه کردن به نمودار داخلی کامل نمیشود. روند دلار، نمودار اونس جهانی، وضعیت نفت، تصمیمهای فدرال رزرو و احساسات بازار جهانی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند. در شرایط فعلی وزن عوامل صعودی در افق بلندمدت همچنان قابلتوجه است؛ اما ریسک اصلاح کوتاهمدت نیز بالا باقی مانده است. بنابراین تصمیمگیری عجولانه و ورود بدون برنامه میتواند معاملهگران را در معرض نوسانهای سنگین قرار دهد.
میشود گفت چشمانداز بلندمدت طلای ایران همچنان تحتتأثیر تورم داخلی و کاهش ارزش ریال قرار دارد. درعینحال مسیر اونس جهانی ممکن است به دلیل احتمال افزایش نرخ بهره با مقاومت و فشار فروش روبهرو شود. باید دید حمایت ۴ هزار دلار تا چه اندازه حفظ خواهد شد و آیا نرخ تتر میتواند بالای محدودههای فعلی تثبیت شود یا خیر. واکنش قیمت به این دو متغیر میتواند جهت حرکت بعدی طلای ۱۸ عیار را مشخصتر کند. البته لازم به ذکر است که چنین تارگتی نگاه بدبینانهای است که در بحرانیترین شرایط ممکن برای قیمت طلای بازار ایران متصورم.
این متن صرفاً تحلیل شخصی بازار است و پیشنهاد خرید یا فروش محسوب نمیشود. پیش از هر تصمیم معاملاتی، رعایت مدیریت ریسک و بررسی مستقل شرایط بازار ضروری است.