بیش از ۴ ماه پیش در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، انس جهانی بیشترین قیمت خود را در ۵۵۹۷ دلار تجربه کرد؛ از آن روز به بعد قیمت طلای جهانی وارد فاز اصلاح شده است و در حال حاضر در قیمتهای حوالی ۴۲۰۰ دلار معامله میشود. اصلاح قیمتی طلا هم بیش از ۲۸ درصد بوده است. در پست قبلی که برای تحلیل طلا منتشر شده بود، هشدار محدوده عرضه قرار داده شد و گفته شد که در محدوده ۵۵۰۰ تا ۶۰۰۰ دلار محدوده عرضه است و بازار میتواند وارد فاز اصلاح شود. حال اکنون در شرایط جدید چه میتوان درباره آینده طلا گفت؛ نکته مهمی که در وهله اول همچنان برقرار است، دیدگاه تایم فریم بالا است و همچنان معتقد هستم که محدوده ۶۰۰۰ دلار که برای تایم فریمهای بلندمدتی است، ناحیه عرضه محسوب میشود و میتواند برای مدت زمان طولانیتری انس را وارد اصلاح کند. اما این تحلیل ارائه یک دیدگاه کوتاهمدت تا میانمدتی است و فرصت معاملاتی که برای نوسان کوتاه میتواند برایمان سودساز باشد مدنظر قرار میگیرد.

بررسی اصلاح انس در تایم فریم ۱۶ ساعته نشان میدهد که این دارایی به یک محدوده حمایتی در حوالی ۴۰۰۰ دلار رسیده است و اتفاقا با یک کندل ماروبوزو دیدگاه صعودی که در این محدوده وجود دارد نشان داده میشود. دو مورد دیگر را میتوان در تایید این واکنش صعودی در نظر گرفت؛ اول کانال نزولی که لگ اصلاحی در دل آن حرکت کرده و در حال حاضر واکنش به محدوده میدلاین این کانال مشاهده میشود، میدلاینی که با محدوده حمایت استاتیک همپوشانی دارد. دوم شرایط اندیکاتور آر اس آی است که در حال حاضر در تایم فریم ۱۶ ساعته به ناحیه اشباع فروش رسیده است. تمامی این شواهد نشان میدهد که به نظر یک دوره کوتاهمدت صعودی پیش رو داریم. اینکه قدرت این حرکت در حدی خواهد بود که بتواند سقفهای جدیدی را برای انس رقم بزند را باید منتظر ماند و نشانههای بیشتری از قدرت حرکت دیده شود.

اما سناریویی که برای صعود کوتاهمدت میتوان لحاظ کرد این است که قیمت طلای جهانی بتواند با قدرت مناسبی محدوده مقاومتی سقف کانال نزولی و همچنین مقاومت استاتیک محدوده ۴۴۰۰ دلار را پشت سر بگذارد. در این صورت میتوان در اصلاحها به دنبال موقعیت لانگ بود و استاپلاس معامله را هم در حوالی ۳۸۵۰ دلار، یعنی پشت ناحیه حمایتی مطرحشده قرار داد. در صورت محقق شدن این سناریو و داشتن حرکت صعودی کوتاهمدت تا میانمدتی میتوان انتظار داشت که قیمت طلا به محدوده منشا حرکت در حوالی قیمتهای ۵۳۶۳ دلار برسد. با رسیدن به این حوالی ریوارد به ریسکی که این معامله میتواند نصیب ما کند، نزدیک به ۲ خواهد بود و برای ما توجیه دارد و در واقع ارزش ریسک کردن دارد.

در کنار این ساختار نموداری، شرایط اقتصاد کلان و دادههای فاندامنتال هم با دقت رصد میشوند تا مشخص شود آیا پتانسیل کافی برای شکستن سقفهای مقاومتی وجود دارد یا خیر؛ با پایان یافتن هفته معاملاتی اخیر، تلاشهایی برای بازیابی قیمت طلا در کوتاهمدت مشاهده شده است، اما به نظر من این حرکتها در برابر فشار فروشی که در هفتههای گذشته حاکم بوده، هنوز کافی به نظر نمیرسد. در طول پنج جلسه معاملاتی گذشته، انس جهانی همچنان افت نزدیک به ۳ درصدی را تجربه کرده است که نشاندهنده تداوم جو میانمدت نزولی است. در حال حاضر نوعی تردید و بلاتکلیفی در رفتار قیمتی این فلز دیده میشود که ریشه در تداوم فشارهای تورمی و احتمال بالا باقی ماندن نرخ بهره دارد. اگر این وضعیت پابرجا بماند، احتمال داده میشود که نماد ایکس ای یو یو اس دی در جلسات معاملاتی پیش رو همچنان در یک ساختار نوسانی و بلاتکلیف باقی بماند.

یکی از موضوعاتی که به دقت بررسی میشود، مسئله تورم ماندگار در سال ۱۴۰۵ است؛ علیرغم شنیده شدن خبرهایی مبنی بر پیشرفت در مذاکرات خاورمیانه، خطر تورم پایدار همچنان برای بازارها مهم تلقی میشود. در ایالات متحده، دادههای ماه می نشان میدهد که تورم سالانه از مرز ۴ درصد عبور کرده است؛ سطحی که از سال ۱۴۰۲ دیده نشده بود و همچنان با هدف ۲ درصدی فدرال رزرو فاصله زیادی دارد. بخش بزرگی از این افزایش قیمتها به هزینههای انرژی گره خورده است که میتواند به تدریج بر اقتصادهای دیگر مانند اروپا و کانادا هم تاثیر بگذارد. این سناریو از این جهت اهمیت دارد که تورم سمج میتواند بانکهای مرکزی را به سمت حفظ سیاستهای انقباضی سوق دهد. در واقع برای نشست ژانویه ۲۰۲۷ فدرال رزرو، بازارها احتمالی بیش از ۴۰ درصد را برای افزایش مجدد نرخ بهره پیشبینی کردهاند که این موضوع اصلا به نفع طلا تمام نمیشود.
عدم ارسال سیگنالهای شفاف برای تسهیل سیاستهای پولی باعث شده است تا توجه معاملهگران به بازار اوراق قرضه معطوف شود. بازدهی اوراق ۱۰ ساله آمریکا که از رقبای اصلی طلا به شمار میرود، در حال حاضر در محدوده ۴.۵ درصد قرار دارد. بخشی از بازیابی اخیر قیمت طلا با کاهش ملایم قدرت بازدهی این اوراق همزمان شده است؛ چرا که همبستگی معکوس شدیدی میان این دو بازار وجود دارد. با این حال، تا زمانی که فدرال رزرو لحن تهاجمی خود را حفظ کند، هرگونه جهش در بازدهی اوراق قرضه میتواند مانع از ریکاوری پایدار قیمت طلا شود. از طرف دیگر، بررسی حجم معاملات آتی نشان میدهد که تقاضا هنوز قدرت کافی برای حمایت از یک رالی صعودی قدرتمند را ندارد. گرچه در روزهای اخیر حجم معاملات کمی افزایش یافته، اما همچنان کمتر از سطوح بالایی است که در اواخر ماه گذشته دیده میشد؛ این یعنی سرمایهگذاران با احتیاط رفتار میکنند و منتظر تصمیمات پولی هفتههای آینده هستند.

در تحلیل تکنیکال به محدوده ۴۴۰۰ دلار به عنوان یک مقاومت مهم اشاره شد؛ در بررسیهای دقیقتر فاندامنتال، عدد ۴۴۵۰ دلار به عنوان یک سد بسیار جدی دیده میشود که با میانگین متحرک ۲۰۰ روزه و خط روند نزولی بلندمدت همپوشانی دارد. به نظر من تا زمانی که قیمت با قدرت از این سطح عبور نکند، ساختار نزولی بزرگتر همچنان به عنوان نیروی غالب عمل میکند. همچنین سطح ۴۳۰۰ دلار که با تراز فیبوناچی ۲۳.۶ درصد منطبق است، به عنوان یک مانع میانی در مسیر اصلاحهای صعودی عمل خواهد کرد. در سمت مقابل، حمایت ۴۰۰۰ دلاری که پیشتر درباره آن صحبت شد، از منظر روانی و تکنیکال یک منطقه حیاتی است؛ اگر قیمت به زیر این سطح نفوذ کند، احتمال میرود که سوگیری فروش دوباره فعال شود و روند نزولی ماههای گذشته با قدرت بیشتری ادامه یابد.
در نهایت با تطبیق وضعیت نموداری و دادههای اقتصادی، میتوان اینگونه جمعبندی کرد که طلا در یک محدوده تصمیمگیری بسیار حساس قرار گرفته است. از یک سو نشانههای اشباع فروش و حمایتهای استاتیک در ۴۰۰۰ دلار احتمال یک صعود موقت را تقویت میکنند، اما از سوی دیگر، دادههای تورمی و فشار بازدهی اوراق قرضه مانند یک سقف محکم عمل میکنند. به نظر من برای تایید سناریوی صعودی که در تحلیل تکنیکال به آن اشاره شد، نیاز است که قیمت نه تنها از ۴۴۰۰ دلار عبور کند، بلکه حجم معاملات هم تاییدکننده ورود خریداران بزرگ باشد. تا آن زمان، هرگونه حرکت رو به بالا ممکن است صرفا یک پولبک در دل یک روند بزرگتر باشد؛ بنابراین مدیریت ریسک و قرار دادن استاپلاس در محدوده ۳۸۵۰ دلار که در تحلیل اولیه ذکر شد، برای محافظت از سرمایه در برابر نوسانات ناشی از تصمیمات غیرمنتظره بانکهای مرکزی کاملا ضروری به نظر میرسد. در واقع ارزش ریسک در این معامله تنها زمانی حفظ میشود که توازن میان ترس از تورم و جذابیت بازدهی اوراق قرضه به نفع داراییهای امنی مثل طلا تغییر کند.
تحلیلهای ارائه شده صرفاً جنبه آموزشی و اطلاعرسانی دارد و به هیچ عنوان پیشنهاد قطعی برای خرید یا فروش محسوب نمیشود. مسئولیت نهایی هرگونه تصمیمگیری مالی و مدیریت ریسک در معاملات بر عهده شخص معاملهگر خواهد بود.
نظرات کاربران (0 نظر)
در بحث پیرامون این مقاله شرکت کنید.