در این چند روز دوباره نگاهها روی بازار نفت و البته بیت کوین قفل شد؛ انگار هر اتفاقی در خاورمیانه رخ میدهد مستقیم روی نمودارها سایه میاندازد. قیمت نفت با جهشی حدود هشت درصدی به بالای صد دلار رسید و این مسئله همان موجی را ساخت که در ادامه روی انتظارات تورمی، تصمیمات فدرال رزرو و در نهایت روی بیت کوین هم اثر گذاشت. از یک طرف تنش ایران و آمریکا بالا رفته و تنگه هرمز در عمل در شرایط شبهمحاصره قرار گرفته و از طرف دیگر دادههای تورمی آمریکا نشان میدهد فشار قیمتها انگار فقط از جنگ و انرژی ناشی نمیشود. در چنین فضایی طبیعی است که قیمت بیت کوین دور و اطراف محدوده هفتاد هزار سرگردان بماند و هر بار که کمی جان میگیرد، با فشار فروش کوتاهمدت روبهرو شود.

حس میکنم این بار واکنش بازارها نسبت به خبرهای خاورمیانه آنقدرها وحشتناک نبود؛ لااقل شاخصهای آمریکا تنها کمی منفی بودند و وحشت عمومی به چشم نمیآمد. با این حال نفت آرام نگرفت و بالای صد دلار معامله شد؛ موضوعی که همیشه خودش را در شاخصهای تورمی نشان میدهد. دادههای CPI هفته قبل منتشر شد و حالا نوبت PPI است؛ شاخصی که تولیدکنندگان را میسنجد و در نهایت روی مصرفکننده تخلیه میشود. چند تحلیلگر گفتهاند که افزایش فشارهای قیمتی فقط از سمت جنگ نیست و حتی اگر قیمت انرژی کنترل شود، روند کلی تورم همچنان رو به بالا میماند. من هم احتمال میدهم همین تداوم فشارها باعث شود فدرال رزرو فعلا از کاهش نرخ بهره عقب بکشد. بازار هم همین پیام را گرفته و حتی تا نیمه دوم ۲۰۲۷ هم نشانی از کاهش نرخها نمیبیند.
در چنین محیطی، بیت کوین انگار تلاش میکند آرامش ظاهریاش را حفظ کند؛ هفتاد هزار را در بسته شدن هفتگی نگه داشت و حتی کمی بالاتر رفت. اما وقتی نمودار را نگاه میکنم، هنوز نشانهای از آن تغییر روند پرقدرتی که همه دنبالش هستند دیده نمیشود. محدوده معاملاتی تنگ شده و قیمت مدام بین فشار فروش کوتاهمدت و حمایتهای میانمدت گیر میافتد. به نظرم هنوز یک کف دیگر لازم است تا نشانههای واضح برگشت روی تایمفریمهای بالاتر دیده شود. حتی بعضی معاملهگران هم این فرض را دارند که بازار بدون یک افت تازه سخت میتواند مسیر صعودی واقعی را شروع کند. اگر هم قرار باشد چنین اصلاحی رخ دهد احتمال میدهم ناحیه پنجاه هزار جایی باشد که خریداران جدیتر وارد شوند. البته این فقط یک احتمال است ولی واقعیت این است که بدون واگراییهای مثبت روی RSI و بدون کاهش شتاب نزولی، برگشتهای مقطعی فقط حکم نفسگیری بازار را دارند.

در همین بین یک نکته همیشه تکرار میشود؛ هر بار قیمت بالای هفتاد هزار میرود موجی از برداشت سود شکل میگیرد. دادههای آنچین نشان میدهد در عبورهای کوتاه از این سطح، فشار فروش در حدی زیاد بوده که طی یک ساعت بیش از بیست میلیون دلار سود شناسایی شده است. این رفتار در ماههای اخیر چند بار تکرار شده و عملا اجازه نداده قیمت در ناحیه هفتاد تا هشتاد هزار تثبیت شود. حس میکنم این الگو تا وقتی ادامه دارد که معاملهگران کوتاهمدت همچنان از هر جهش کوچک استفاده میکنند تا خروجهای کوچک اما پرتکرار داشته باشند.
با این حال روندی هم در سمت فروشندهها شکل گرفته که آرامتر و ملایمتر از گذشته است. تحلیلهای جدید نشان میدهد فشار فروش کوتاهمدتها روی بایننس کاهش پیدا کرده و رفتارشان کمتر هیجانی شده است. نسبت سود و زیان تحققیافته آنها به یکی از پایینترین مقادیر چند ماه اخیر رسیده و همین مسئله فضای آرامتری برای ادامه روند بازار میسازد. من وقتی این دادهها را کنار افزایش تقاضای هولدرهای بلندمدت میگذارم احساس میکنم بازار دارد وارد مرحلهای میشود که شاید برای رشد بعدی آماده باشد. مخصوصا حالا که ارزش محققشده هولدرهای بلندمدت روی بایننس از پنجاه میلیارد دلار عبور کرده؛ رقمی که مدتها دیده نشده بود و معمولا نشانهای از انباشت پنهان و ساخت کفهای پایدار است.

اگر بخواهم برگردم به نمودار و رفتار قیمت، باید بگویم هنوز جای نگرانی جدی دیده نمیشود اما نشانهای از رشد محکم هم در دسترس نیست. بازار میان اخبار سیاسی و دادههای اقتصادی سردرگم است. شاید اگر تورم کمی آرام بگیرد یا تنشهای خاورمیانه فروکش کند، بیت کوین فرصت داشته باشد که دوباره تابلو را روشن کند. اما فعلا هر موج صعودی با موجی از برداشت سود خاموش میشود. این نوع رفتار بیشتر شبیه دوران تعادل پیش از حرکت بزرگ است؛ جایی که معاملهگران کوتاهمدت در حال سبکسازیاند و هولدرهای بلندمدت در حال انباشت هستند.

در چنین شرایطی همیشه سوال اصلی این است که آیا باید منتظر ریزش دیگری بود یا قیمت همین حوالی میماند تا انرژی لازم برای حرکت بعدی را جمع کند. من شخصا احتمال میدهم اصلاح دیگری رخ دهد چون تجربه نشان داده بدون یک کف مطمئن، بدون یک واگرایی واضح و بدون کاهش کامل سرعت فروش، بازار معمولا نمیتواند مسیر مطمئنتری بسازد. اما از طرف دیگر دادههای آنچین میگوید فشار فروش کم شده و ورود تقاضای بلندمدت بیشتر شده؛ و این یک تضاد جذاب است که شاید نتیجهاش همان تثبیت فرسایشی قبل از شروع موج بعدی باشد.

اگر هم بخواهم جمعبندی کنم، باید بگویم بیت کوین فعلا بین سیاست و اقتصاد و روانشناسی معاملهگران گیر افتاده. نفت به خاطر تنشهای ایران و آمریکا جهش کرده و این روی تورم و انتظارات و نرخ بهره تاثیر گذاشته. فدرال رزرو دستکم فعلا سیگنال کاهش نمیدهد و همین فضای احتیاط را تقویت میکند. قیمت بیت کوین توانسته بالای هفتاد هزار بماند اما هر بار به این منطقه میرسد، فشار فروش اجازه نمیدهد تثبیت شود. در عوض فروشندهها خسته شدهاند و هولدرهای بلندمدت آرامآرام در حال جمعآوریاند. این دو نیرو دقیقا چیزی هستند که همیشه قبل از شروع حرکتهای بزرگ دیده میشود. من احتمال میدهم این دوره هنوز کمی ادامه پیدا کند تا بازار یکی از دو مسیر واضح را انتخاب کند؛ یا یک اصلاح عمیقتر و بعد بازگشت یا یک جهش پرقدرت که قیمت را بالاخره از محدوده خستهکننده فعلی بیرون ببرد.

سلب مسئولیت: این تحلیل صرفاً جنبه اطلاعاتی دارد و نباید مبنای تصمیمگیری مالی قرار گیرد؛ بازار رمزارزها پرریسک است و سرمایهگذاری در آن ممکن است با زیان همراه باشد.
نظرات کاربران (0 نظر)
در بحث پیرامون این مقاله شرکت کنید.